محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

624

خلد برين ( فارسى )

استطاعت ، آن ولايت را از آسيب تعرض دشمنان نگاه دارند . بنابر اين به صوابديد امامقلى خان بيگلربيگى قراباغ ، ايالت مملكت شروان را به بيگلر خان زياد اوغلى قاجار و حكومت ساير ولايات آن ديار را به چند نفر از امراى قاجار كرامت فرموده ايشان را به جبر و اكراه و خواه و ناخواه روانهء شماخى نمودند . همچنين فوجى از لشكر ظفر اثر را به تسخير قلعهء تفليس و معاونت سمايون خان والى آنجا مقرر و مأمور فرمودند كه مراد بيك توپچىباشى با توپچيان قدر انداز و عمله و اسباب توپ‌ريزى ، رفيق ايشان بوده در تسخير قلعهء مذكور اهتمام و نوعى نمايند كه در حين ورود عمر آقا گماشتهء سنان پاشا قلعهء تفليس در تصرف اولياى روز افزون قرار و استقرار داشته باشد . چون امراى شروان رخت اقامت به آن ولايت كشيدند كس همراه عمر آقا كرده به جانب شروان فرستادند كه ملاحظه نمايد كه ولايات شروان در تصرف كاركنان كدام دولت است ؟ آقا عمر كه از آقايان معتبر قيصر بود رفته ولايات شروان را در تحت تصرف اولياى دولت قاهره ملاحظه نمود و نزد وى به وضوح پيوست كه بجز چهار ديوار قلعهء دربند و حصار بادكوبه جائى در تصرف عثمان پاشا نيست . چون عمر آقا از پيش عثمان پاشا به معسكر ظفر اثر برگشت خاقان بحر و بر مقرر فرمودند كه شاهقلى سلطان ذو القدر تبت اوغلى به رسم سفارت مصحوب عمر آقا به نزد سنان پاشا رفته به تأسيس مبانى مصالحه پردازد ، و چون به صوابديد اركان دولت قاهره وثيقه از جانب اهالى شروان در دست داشته بودند كه چون در مملكت شروان بعضى محال موقوفه بر حرمين شريفين هست كه مىبايد حاصل و مداخل آنها صرف رواج و رونق آن دو حرم محترم شود بر خود لازم آورده‌اند كه هر ساله شصت خروار ابريشم به سركار حضرت خواندگار كه خادم الحرمين الشريفين‌اند رسانند كه كاركنان آن دولت به مصارف وجوب مصروف گردانند مشروط بر آن كه از ولايات شروان آنچه تا غايت به حيطهء تسخير عسكر روم در نيامده باشد متعرض آن نشده به تصرف قزلباش بازگذارند . وثيقهء مزبوره نيز