محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
46
خلد برين ( فارسى )
كرامت و ارشاد شيخ ابراهيم خلف صدق خود را بر مسند سجاده - نشينى و لزوم خدمت حظيرهء مقدسه و مراقبت حال مريدان و درويشان قائم مقام خود ساخت و با طايفهاى از اعاظم صوفيه و اكابر دين مبين قدم در شاهراه حقطلبى و خداجوئى نهاده محمل آراى سفر حجاز گرديد . و هنوز آن سالك شاهراه كعبهء مقصود در مراحل نخست آن سفر ميمنت اثر بود كه بانى مبانى كعبهء شوق ، شيخ ابراهيم يعنى فرزند ارجمندش تاب مفارقت خدمت پدر و الا گهر نياورده بعد از چند روز بر اثر آن محرم حريم توفيق قدم سعى در باديهء طلب نهاده و مراحل و منازل پيموده در هيچ مكان زمانى نمىآسود تا در حوالى حريم سعادت زيارت كعبهء آمال يعنى شرف پاى بوس والد ستوده خصال دريافت و پدر و پسر به مرافقت يكديگر به مناسك حج اسلام و طواف بيت الله الحرام و زيارت ركن و مقام قيام نموده از آنجا ناقهء عزيمت را به ادراك شرف زيارت آستان سدره نشان شاهنشاه كشور رسالت و محرم حريم كعبهء جلالت - عليه شرايف التحيات و كرايم التسليمات - گرم رفتار ساختند . و بعد از دريافت آن موهبت از آن آستان جليل رخت اقامت به قدس خليل كشيده در آن مكان ملايك پاسبان به شرف زيارت مسجد اقصى و روضات خلد آيات انبياء - عليهم التحية و الثناء - سرافراز گرديدند . و چون وقت آن رسيد كه عنان به صوب مراجعت معطوف گردانند سعادت جاويد دامنگير سلطان خواجه على گرديده به عارضهء چند روزه رخت اقامت به جهان جاودان و سرابستان كشيد و فرزند ارجمندش به لوازم تجهيز و تكفين پدر سعادتمند پرداخته جسد مطهرش را در آن ارض مقدس مدفون ساخت و چون منتسبان دودمان ولايت نشان را چشم به راه معاودت خود مىديد به مرافقت گونه گونه تأييد ، عنان به صوب دار الارشاد اردبيل معطوف گردانيد و بعد از قطع مراحل آن راه دور و دراز چون به مقصد رسيد به جاى پدر عالى گهر بر مسند سجادهنشينى و ارشاد متمكن گرديد . اما سلطان شيخ ابراهيم كه در ميان اجداد سلاطين جنت مكين اين سلسلهء عليه به