محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

585

خلد برين ( فارسى )

بنا بر قوت ضعف باصرهء آن حضرت و خردسالى شاهزادگان و الا - منزلت ، ملكهء ملكى طينت به جهت حفظ ناموس سلطنت ، سررشتهء نظام و انتظام مهام پادشاهى را كماهى به قبضهء اقتدار و اختيار خود درآورده بر مصاعد عز و علا متصاعد شد و عتبهء علياى آن قدسى - طينت ، بوسه‌گاه جباه و شفاه امراء و خوانين روى زمين ، و اوامر و فرامين آن بالانشين سرير اعتلا با حكم قدر و فرمان قضا همنشين گرديد و پيوسته اين معنى بر خاطر امراى زياده‌سر بيهده راى ، گران ، و در بيداى ناپيداى حفظ دولت و صلاح كار خود سرگردان بودند و به ضرورت وقت ، اطاعت اوامر و احكام مهد عليا مىنمودند تا آن كه واقعهء غريبهء قتل ميرزا خان ولد مير مراد خان مازندرانى به مقتضاى قضا و حكم نافذ خدرمعلى بر خلاف خواهش امراء و صلاح و صوابديد ايشان - چنانچه ايمائى به آن شد - روى نمود . وقوع اين فرمان از ملكهء ايران بر خاطر امراى تبه راى گران آمده اين حركت از آن قدسى طينت ، علاوهء كلفت و كدورت و ضميمهء عداوت و مخالفت ايشان گرديد و به همگى همت در صدد رفع و دفع آن صفيهء صافى طويت درآمده در كمين فرصت ، وسيله جوى و بهانه طلب روزى به شب مىرسانيدند تا در آن اثنا قضا كار خود كرده زمانه بهانه‌اى به دست آورد و ارباب و اهالى دار المؤمنين كاشان به ديوان عدالت بنيان هجوم آورده از اطوار ناهنجار و سلوك ناهموار محمد خان تركمان حاكم آنجا تظلم بنياد نهادند و از قوت طامعهء وى فرياد و فغان به ذروهء آسمان فرستادند . و چون عدالت كامله و مروت شاملهء آن ملكى طينت روا نمىديد كه مور ضعيفى به غفلت ، پى سپر جنود فتح و نصرت گردد بنابر اين فرمان به احضار محمد خان و تحقيق زياده‌رويهاى آن كم خرد نادان ، نافذ گرديده بعد از ثبوت گناه و ظهور تقصير ، دست اقتدار وى را از آن ديار كوتاه گردانيدند [ 126 ] و دار المؤمنين كاشان به دستور زمان شاه جنت مكان به جهت انجام اقمشهء اثواب خلعتى به خاصهء شريفه متعلق گرديد و محمد خان كه خود را از اعاظم امراء و اركان دولت ابد مدت مىشمرد از بيم خفت