محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
43
خلد برين ( فارسى )
[ سلطان خواجه على ] آن جناب بعد از تقديم لوازم تجهيز و تكفين ، آن سفر گزين ملك بقا را در حظيرهء مقدسهء سلطان الاولياء مدفون ساخته به مراسم تعزيت و سوگوارى آن سالك شاهراه رستگارى پرداخت . و چون بر مسند هدايت و ارشاد متمكن گرديد ابواب مجاهده و رياضت نفس و تزكيه و تصفيهء باطن بر چهرهء حال سعادت مآل خود مفتوح داشته به منطوق الولد الحر يقتدى بآبائه الغر طريقهء آباء و اجداد عظام و مشايخ كرام را پيشنهاد خاطر فيض مظاهر گردانيد و آفتاب عنايتش سايهء تربيت بر سر صوفيان صافى طويت سلسلهء عليهء صفويه انداخت و هر يك از ايشان را به مجاهدات و رياضات ، محرم حرمسراى كشف و كرامات ساخت ، و پيوسته آن گروه سعادت نشان ، استفاضهء انوار فيض از آن فروزان شمع انجمن كرامت و ارشاد نموده خوارق عادات از آن مستجمع كمالات صورى و معنوى مشاهده نمودند ، و مؤلف تاريخ عالم آرا كه جواهر زواهر واقعات زمان دولت ابد مدت خاقان گيتىستان فردوس مكان را در سلك تحرير كشيده مرقوم قلم افادت رقم نموده كه سلطان خواجه على را سه مرتبه در عالم كشف و شهود به صورت مثالى با صاحبقران مبرور [ 10 ] امير تيمور اتفاق ملاقات اتفاق افتاده بود : يك مرتبه در وقتى كه به عزم يورش خراسان از جيحون عبور مىنمود تازيانهاش در آب افتاد . مقارن آن درويشى بر وى ظاهر شده تازيانهاش را از آب برآورده به دست وى داد . آن پادشاه ستوده خصال اين معنى را به فال نيكو گرفته از احوال شريف آن كشتىنشين بحر افضال پرسيد . آن جناب جواب داد كه موطن من اردبيل و محل ظهورم دزقول و مدفنم قدس خليل خواهد بود . مرتبهء ديگر در سالى كه آن شهريار صاحب تأييد از بغداد لشكر به خوزستان كشيده بود بر سر قنطرهء دزقول درويشى ژندهپوش كه پلاس سياهى بر دوش داشت بر وى ظاهر شده و گفت من همان