محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
543
خلد برين ( فارسى )
گرامى خود را نفس بازپسين مىانگاشت و لحظه به لحظه مترصد قتل و منتظر حكم قتل خود مىبود تا بعد از چند روز نهال آن انتظار گل كرد و قرب بيست نفر از غلامان چركس كه به قساوت قلب و كراهت منظر ، سمر بودند چون قضاى آسمان و بلاى ناگهان به منزل آن سرور درآمدند و تا رسيدند ابواب دخول و خروج را بر شاهزادگان و كسان وى مسدود گردانيدند و درهاى خانههاى اسباب و اشياء را مقفل ساخته خود در حريم حرم به رسم كشيك ، رحل اقامت انداختند . و چون سورت عطش بىرحمى اسماعيل ميرزا جز به زلال استيصال شاهزادگان بلند اقبال نمىنشست بر پرنيان خيال ، نقش ديگر بست و هنگامهاى بو العجب طرح انداخته طوايف قزلباش را به آن مشغول ساخت و در گرمى آن هنگامه كار خود را كرده دود از خرمن وجود شاهزادگان برآورد . تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آن كه در عهد سلطنت خاقان جنت مكان كه روزگار امن و امان بود جمعى از اكراد ديار بكر كمر اخلاص و صوفيگرى بر ميان جان بسته به تدريج به آستان گردون شان پيوسته بودند و در دار السلطنهء قزوين رحل اقامت انداخته و در كنار شهر ، به طرح دلخواه خانهها ساخته ، و چون پيوسته در سايهء عاطفت و احسان آن حضرت از تابش آفتاب حوادث در امان بودند به مرور دهور خلقى بىنهايت شده به كثرت خود مغرور و از دستانداز و زيادتى حكام و عمال مرحلهها دور بودند و اگر احيانا از حكام و ملازمان ايشان ظلم و ستمى به آن جماعت مىرسيد به زور جمعيت خود در صدد انتقام و تلافى درآمده بزرگى از كسى نمىكشيدند و از اين راه دست تعرض مفسدان از دامن روزگار ايشان كوتاه بود ، و بعد از ارتحال خاقان ستوده خصال به احتمال آن كه اسماعيل ميرزا نيز فرزند ارجمند آن حضرت است و دست اقتدار ايشان را در دفع ظلم ظلمه قوى خواهد داشت نمى - گذاشتند كه از كسى بر ايشان ستمى واقع شود . القصه در روز يكشنبه ششم ماه ذى الحجه كه پنج شش روز از حبس شاهزادگان و تعيين كشيكچيان به جهت حفظ و حراست ايشان