محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

539

خلد برين ( فارسى )

بر سر خوان حاضر آوردند كه حرص گرسنه چشم به سير چشمى نام برآورد و در معمورهء جنت قرين قزوين كسى نماند كه از آن خوان احسان ، كام جان شيرين نكرد . و چون در آن اثنا به سببى از اسباب فى ما بين سولاق حسين تكلو و مرتضى قلى سلطان تركمان نزاعى روى نموده بيم آن بود كه فتنه‌اى حادث گردد اسماعيل ميرزا سوار شده سه تن از سران و سروران را به تير زد و به خون ايشان گرد و غبار آن فتنه را فرو نشانيد . و بعد از فراغ از مهام اطعام چون روز موعود جلوس به نزديك رسيده بود شروع به تهيه و تدارك لوازم آن روز فيروز نموده و در ايوان چهل ستون مجلسى ترتيب فرمود كه زال سپهر به عينك دورنماى ماه و مهر مجلسى به آن شكوه و آئين كمتر ديده بود . القصه چون روز موعود كه چهارشنبه بيست و هفتم ماه جمادى - الاولى بود رسيد به رسم و آئين سلاطين بر تخت سلطنت و اورنگ پادشاهى متمكن گرديد و به عظمت و شوكتى بىاندازه رسم پادشاهان گردون شان را تازه كرده در آن اوان در مكان مبارك شاه جنت مكان جلوس فرمود و نخست شاهزادگان و الا نژاد و پس از آن سادات عظام و علماى اعلام و عارجان معارج اجتهاد ، آنگاه اركان دولت و اعيان حضرت و امراى عالى شان و وزراى رفيع مكان و بعد از ايشان اعيان طوايف قزلباش و اصحاب مناصب و ارباب قلم و ساير اكابر و اعاظم ممالك محروسه به شرف پاى بوس سرافراز گرديدند و لوازم تهنيت و مباركباد به تقديم رسانيده پيشكش و هداياى ملوك و سلاطين و امراى اطراف را كه در مدت انتظار جلوس در درگاه معلى جمع آمده بود از نظر قبول وى گذرانيدند . و در آن جشن شاهانه محمد قلى سلطان خلف حاچم خان اوزبك والى خوارزم و ايلچيان ابو الخان ولد دين محمد خان و ايلچيان پادشاه پرتكال و حكام گرجستان و عيسى خان ولد لوند خان و سمايون خان ولد لوارصاب خان و شاه رستم والى لرستان سعادت قرب خدمت دريافته كامياب خوشدلى گرديدند . و هم در آن دو سه روز تخماق سلطان ولد شاهقلى سلطان استاجلو