محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

532

خلد برين ( فارسى )

محمد خان در چه وقت و كدام روز داخل ارباب فتنه و فساد بود كه امروز خود را در داخل گناهكاران بايد نمود ؟ و اگر غرضش حمايت و شفاعت ايشان نيست چرا از ايشان كناره نمىگيرد و به خانهء خود نمىرود ؟ و با آن كه مكرر اين سخنان به پيره محمد خان رسيد از ميان ايشان رخت اقامت به كنارى كشيد . عاقبت چون توقف ايشان در آن مكان متمادى گرديد بعد از ده روز كه شب و روز خبر گرمى هنگامهء صحبت آن جماعت به مسامع جلال اسماعيل ميرزا رسيد نخست از راه اتمام حجت ، تيرى را كه طايفهء استاجلو در شبى كه روزش هايلهء شاهزادهء شهيد روى نموده بود به طرف دولتخانهء مباركه افكنده بودند و بر يكى از چنارهاى برابر ايوان چهل ستون آمده بند شده و تا آن روز بر چنار [ 114 ] پايدار مانده بود حكم كرد كه آن تير را از چنار كشيدند و مصحوب يكى از مقربان به نزد استاجلويان فرستاده پيغام داد كه چون شما دعوى اخلاص و صوفيگرى مىكنيد پس چه كسى اين تير را به طرف دولتخانهء مرشد كامل و نعش محفوف به مغفرت خاقان جنت مكان انداخته ؟ ايشان در جواب گفتند كه بر عالميان چون آفتاب روشن است كه از مبادى طلوع مهر جهان‌افروز دولت اين خاندان تا امروز هرگز از ما امرى كه منافى صوفيگرى و اخلاص باشد روى ننموده و تا بوده‌ايم بجز اين درگاه پناهى و اميدگاهى نداشته‌ايم ، اگر جمعى از جهلاء و بىدولتان ما به افساد ارباب فتنه و فساد و تحريك ايشان راه صوب گم كرده مرتكب امرى ناصواب شده باشند هر آينه به سزا و جزاى كردار ناهنجار خود رسيده و خواهند رسيد و با آن كه دامن اخلاص و صوفيگرى ديگران از آلايش تقصير و گناه مبراست ما همه خود را صاحب تقصير و گناهكار شمرده روى التجا به درگاه عفو و احسان مرشد و پادشاه خود آورده‌ايم ، و چون خود را مستحق تأديب و سياست مىدانيم گردن انقياد و اطاعت نهاده‌ايم ، اگر بكشد و اگر ببخشد اختيار دارد و كسى سر از ربقهء اطاعت و فرمان آن حضرت نخواهد پيچيد . چون فرستاده جواب ايشان را به عرض اسماعيل ميرزا رسانيد