محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

470

خلد برين ( فارسى )

معمورهء جنت قرين رحل اقامت انداخت و به همصحبتى امراء و اعيان به تخصيص حسين بيك يوزباشى كه رأس و رئيس سلطان حيدريان بود روزى به شب و شبى به روز مىرسانيد تا روزگار بىمروت كار خود كرده خاقان جنت مكان متوجه سرابستان جنان گرديد . و چون نوبت سلطنت به اسماعيل ميرزا رسيد خدمتش را بنا بر ربط اختصاص مولاناى مزبور از خدمت كتابخانهء خود دور كرد و خواجه نصير پسرش را كه در جواهر رقمى و ساير كمالات كمتر از پدر نبود تربيت فرمود . و چون در زمان خاقان عليين آشيان ديگر باره خان احمد ، والى ولايت گيلان گشت نادر الزمان مشار اليه به تجديد ملازمت وى اختيار نموده رخت اقامت به گيلان كشيد و در آن ديار روزنامچهء حياتش به اختتام رسيد . ديگر از بدايع رقمان اين فن سياووش بيك گرجى غلام خاقان جنت مكان بود كه حسب الفرمان قضا جريان ، قلم نقاشى به دست گرفته به تقريب شاگردى استاد حسنعلى مصور استاد بىقرينه گرديد و چون مهارت وى در اين فن بر مرآت خاطر قدسى پرتو ظهور افكند خود به نفس نفيس متوجه تعليم وى گشته كارش را به اعلى درجهء كمال رسانيد . بعد از ارتحال آن حضرت در سلك عملهء كتابخانهء اسماعيل ميرزا منسلك و بعد از واقعهء ميرزا به اتفاق فرخ بيك برادر خود از معتمدان شاهزادهء كامكار سلطان حمزه ميرزا گرديد و هر دو برادر در سايهء تربيت آفتاب دولت اين خاندان به سر مىبردند تا در زمان فرخنده اوان نواب گيتىستان فردوس مكان بعد از آن كه مدتها ادراك سعادت ملازمت نموده بودند به عالم باقى نقل مكان نمودند . ديگر از نقاشان نادره كار مولانا شيخ محمد سبزوارى « 1 » است كه خود را در فن تصوير بىشبيه و نظير مىدانست و بنا بر آن كه نستعليق را خوب مىنوشت قطعات خط استادان را چنان نقل مىكرد كه تميز آن از اصل بر خوشنويسان زمان دشوار بود و تصوير فرنگى

--> ( 1 ) - در متن : « شيرازى » .