محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

463

خلد برين ( فارسى )

صورت اين متمنى چهره نگشود . بالجمله در روزگار خود به قدر مقدور به سخاوت وجود مشهور بود و شورباى درويشانه‌اى كه داشت در مجمع شعرا و ظرفا و اهل كمال و ارباب حال بر طبق اخلاص مىگذاشت و سفرهء نوالش گاه نمونهء خوان تنعم اغنيا و گاهى مشابه كشكول قناعت فقرا بود . به خوش صحبتى و بذله سنجى در مجالس امرا و اعيان ، نان خود را پخته ، مزاج گوئى ايشان را وسيلهء تحصيل معاش مىپنداشت و از اين راه دست عيبجوئى و بدگوئى از گريبان جان هيچكس برنمىداشت . و در شعر فهمى و تتبع لغت فرس ، خود را ممتاز جهانيان مىشمرد و فرهنگى به زعم خود در كمال آب و رنگ تأليف نموده ابواب انتشار و اشتهار بر روى آن مىگشود . ديگر از طبقهء خوشنويسان تعليق به غير آنان كه ايمائى به ذكر ايشان شد جمعى ديگر بودند كه در نستعليق نويسى يد بيضا مىنمودند مانند عيسى بيك زنگنه نويس ولد شاطر محمد نوادهء شاطر على كه سرآمد روزگار حسن خط مير عماد حسنى سيفى قزوينى خود را شاگرد وى مىشمرد . و پير بوداق بيك قپلان اوغلى شاملو و پسران بيگلو ولى عربگيرلو كه در اقليم خط صاحب اسم و رسم بودند و در ميان تركان به چوگان حسن خط ، گوى امتياز از اقران مىربودند . اما بدايع رقمان خط تعليق كه در زمان خاقان جنت مكان به غرايب نگارى شهرهء جهان بودند نخست خواجه علاء الدين منصور كرهرودى است كه در سلك منشيان بلاغت نشان و مجلسيان مجلس خلد نشان آن حضرت چنانچه ايمائى به آن شد منسلك و از جملهء كلانتران آن ولايت و در اسلوب خط تعليق پيرو طريقهء مولانا درويش و مولانا عبد الحسين منشى سلطان يعقوب تركمان بود و در آن زمان در ميان تعليق‌نويسان امتياز تمام داشت و در طى تحرير مكاتيب و مناشير ، دواير و كلمات را درشت و نمايان مىنگاشت . ديگر از خوشنويسان خط تعليق ميرزا احمد ولد ميرزا عطاء الله وزير آذربايجان و شروان است كه در عهد وزارت والد ماجد در زمرهء مجلسيان مجلس خلد نشان و مقربان بساط قرب خدمت خاقان جنت مكان