محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
459
خلد برين ( فارسى )
اختصاص داشت و بدين نسبت به « حكيم خيرى » شهرت كرده به اتفاق دو پسر دانشور خود كه يكى به حكيم نور الدين على و ديگرى به حكيم شرف موسوم و معروف بودند در خدمت مرجوعه لوازم اهتمام به تقديم رسانيد و به سخاوت و مهماندوستى محسود امثال و اقران و پيوسته از حاصل املاك و اموال حلال خود سفرهء درويشانه گسترده بود و به اتفاق فرزندان به خدمت آينده و رونده قيام مىنمود . مير روح الله : از اجلهء سادات عالى شان و اعاظم نقباى رفيع - مكان و گرامى خلف ممتاز جهان و جهانيان قاضى جهان سيفى حسنى قزوينى است كه در زمان فرخنده نشان خاقان جنت مكان صدرآراى سرير وزارت ديوان و به عظم شان و اعتلاى مكان و كمالات صورى و معنوى يگانهء ادوار و ازمان بود . پرتو انوار نجابت و بزرگزادگى مانند اشعهء لمعان مهر درخشان از ناصيهء مكارم اخلاق و محاسن اوصافش تابان و بارقهء تربيت و عنايت خاقان جنت مكان از جبههء وفور فضل و كمالش عيان . بر مدارج عز و علا ارتقاء داشت و پيوسته گرامى اوقات را صرف تحصيل فضل و افضال و اكتساب اسباب دانش و كمال به تخصيص علم طب و مباحثه و مطالعهء « قانون » مىفرمود و در آن فن گرامى به كثرت تعليم و تعلم ، جامهء نيكنامى در بر كرده جالينوس عهد و بقراط روزگار گرديد و با آن كه به معالجه و مداواى مرضى كمتر مىپرداخت اما راى سديدش در تشخيص علل و امراض ، اسوه و قدوهء ارباب امتياز اين فن بود و حكماى حذاقت - پيشه به سر انگشت مصلحت رأى رزينش گره از كار امراض مزمنه مىگشادند و بسيارى از طبيب زادگان قزوين به شاگردى وى مفتخر و مباهى و در انجمن استادى و امتياز بالانشين بودند . از جملهء كمالات بيش از اندازهاش فرمانفرمائى قلمرو خط بود و به خامهء گوهر بار ، شكسته تعليق را خوب مىنوشت . عاقبت زمانهء پر بهانه در عهد سلطنت خاقان عليين آشيان آن ممتاز يگانه را در آغاز اهتزاز بهار جوانى به سرابستان جنان روانه كرده در دار السلطنهء قزوين متوجه سفر عليين گرديد .