محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

448

خلد برين ( فارسى )

ميرزا شكر الله مستوفى الممالك است كه در عهد خود از اجلهء اعاظم ارباب قلم و گرامى خلف خواجه حبيب الله اصفهانى بود . در عهد خود به سلامت نفس و حسن سلوك و پسنديدگى اطوار و كمال تمكين و وقار ، سركردهء ارباب اعتبار و در علم سياق ، محاسب خوشنويس ماهر كاردان به شمار درمىآمد . در آغاز ارتقاء بر مدارج حساب دانى در هر چند گاه از درگاه جاه و جلال به خدمتى سرافراز مىشد و روزگارش در انجام آن خدمت به كام خواهش مىگذشت . عاقبت ترك تردد خدمات دوردست كرده در اردوى معلى پاى در دامن كشيد و بدون آن كه به خدمتى از خدمات ديوان سرافراز باشد چند سال ديگر منظور نظر تربيت خاقان بحر و بر در مجلس بهشت - آئين در سلك مجلسيان و متفرقه‌نويسان منسلك بود . بعد از آن به منصب استيفاى بقايا سرافراز و به تقريب آن گرامى خدمت ، حسن سلوك و كرايم اخلاق وى بر آينهء ضمير منير شهريار گردون سرير عكس‌پذير شده مير غياث الدين محمود شهرستانى را از منصب والاى استيفاى ممالك معزول و خدمتش را به اين منصب و الا سرافراز فرمود و تا پرتو آفتاب عنايت خاقان جنت مكان بر ساحت آمال جهانيان تابان بود ميرزاى مشار اليه من حيث الاستقلال به مهم مزبور اشتمال مىنمود . و بعد از سنوح سانحهء جانگزاى آن حضرت در زمان دولت اسماعيل ميرزا چنانچه ايمائى به آن خواهد شد به پايهء والاى وزارت اعظم قدم نهاد . و چون جهان پير به جلوس خاقان عليين آشيان ، جوانى از سر نرفت حسب الفرمان قضا جريان منصب جليل الشان توليت آستان ملايك آشيان شاهنشاه كشور ايمان يعنى سلطان خراسان و وزارت و مميزى آن ولايت به امناى خدمتش عنايت شد و بعد از ورود به آن حدود بنا بر ظهور تكبر و تمكين زياد ، خدمتش را با امراى خراسان سازگارئى كه بايد روى نداد و از اين راه درى كه دلخواه وى بود در خدمات مرجوعه بر روى وى نگشاد . عاقبت با جهان جهان اندوه و ملال در بلده دامغان به جهان جاودان انتقال نمود .