محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
439
خلد برين ( فارسى )
عبد الله شوشترى استفاضهء انوار معارف نمود و رفته رفته به منصب والاى تدريس آن روضهء خلد نشان سرافرازى يافته علماى اعلام در حلقهء درس وى به شغل استفاده قيام مىنمودند . و چون اورنگ جهانبانى به جلوس نواب گيتىستان فردوس مكانى به ذروهء چرخ برين رسيد منصب خادمى آن آستانهء عرش درجه علاوهء تدريس وى گرديده در آن سركار موهبت آثار به اخذ وظيفهء مستمره ، خوان نوال موايد بر روى روزگار خود كشيد . و چون شعلهء طغيان عبد المؤمن - خان بىايمان در مشهد معلى آغاز سركشى نمود خدمتش به دستيارى سعى ، پاى طلب در شاهراه مقصود نهاده خود را به دار الامان آستان گردون شان رسانيد و روزگارى در بلدهء جنت قرين دار السلطنهء قزوين در مجلس افاده و تدريس ، بالانشين بود . و چون پرتو آفتاب عنايت خاقان گيتى ستان فردوس مكان بر محروسهء جنت نشان اصفهان تافته بر ساير ديار و بلدان رتبهء تفوق و رجحان يافت و معمار همت بلند شهريار بىمثل و مانند به تأسيس مساجد و مدارس و ساير عمارات رفيعه فرمان داده از آن جمله مسجدى عالى شان در برابر دولتخانهء مباركه در ميدان نقش جهان همدوش آسمان گرديد شيخ بزرگوار به فرمان شهريار گردون اقتدار در جوار آن مسجد منزل گزيده پيشنماز و مدرس و متولى و متصدى موقوفات آن مسجد گرديد و مبلغى كرامند از حاصل اوقاف خاصهء آن شهريار همت بلند به وظيفهء مستمرهء آن نحرير دانشمند اختصاص يافته حاصل عمر عزيز را در آن بقعهء رفيعه صرف اكتساب انواع فيوضات نمود . و چون وقت رحيل از عبرت سراى پر قال و قيل رسيد هم در جوار آن مسجد به نداى فرح افزاى يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً « 1 » متوجه سرابستان جنان و اولاد امجاد و احفاد و الا نژاد از وى مخلف گرديد . نظم : قطرهاى بود به دريا پيوست * ذرهاى بود به خورشيد رسيد
--> ( 1 ) - سورهء فجر ، آيهء 28 .