محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

435

خلد برين ( فارسى )

تا طبيب علتهاى نهان نيز باشد تحصيل اين علم گرامى را نيز از فيض صحبت جالينوس زمان حكيم عماد الدين محمود قمى و بقراط دوران حكيم صدراى گيلانى به مرتبهء كمال قانون دانى و حذاقت رسانيد . بالجمله حضرتش را در مدت اندك ، ترقى بسيار در انواع علوم عقلى و نقلى روى نموده به پايهء والاى اجتهاد رسيد و بعد از ارتحال شيخ على منشار به جهان پايدار در عهد خجسته و زمان فرخندهء نواب گيتى ستان فردوس مكان منصب سامى شيخ الاسلامى و وكالت حلاليات و تصدى امور شرعيهء معمورهء جنت نشان دار السلطنهء اصفهان به امناى خدمتش مفوض و مرجوع گرديده سالها انجام مهام مذكوره را به پايهء بلند نظام و انتظام رسانيد . عاقبت شوق سفر خير البلاد و ذوق سياحت و جهانگردى ، آن واقف اسرار مبدأ و معاد را از اشتغال به اشغال مذكوره مانع آمده آهنگ سفر حجاز ساز نمود و بعد از ادراك شرف آن عطيهء عظمى در لباس فقر و درويشى مسافرت اختيار فرموده ابواب سياحت بر روى دل سعادت طلب گشود و مدتها در عراق عرب و شام و مصر و بيت المقدس ، سيار بوادى سير و سلوك بوده از اين راه به صحبت بسيارى از اكابر صوفيه و اهل الله رسيد و از فيض همصحبتى درويشان و گوشه‌نشينان به منتهاى مآرب صورى و معنوى فايز گرديده زر تمام عيار كمالات انفسى و آفاقى در به سكهء قبول ارباب دانش و بينش رسانيد . و چون خدمتش را عروج بر معارج رشد و رشاد و صعود بر مصاعد شرايط اجتهاد دست داد ، مصراع : چون قطره كه مىرود به دريا ، روى توجه به آستان گردون - شان نهاد . و آن حضرت ورود و وجود آن عالم ربانى را وسيلهء مقاصد دو جهانى و مقدمهء حصول مآرب خسروى و گيتىستانى شمرده در سفر و حضر از صحبت موفور المسرتش كامياب فيوضات روحانى به سر مىبردند و اكثر اوقات كلبهء درويشانهء آن نحرير يگانه را به نور حضور موفور السرور ، مطلع خورشيد اوج شاهى [ 93 ] و مشرق انوار نامتناهى فرموده ابواب عنايت بىكران از صحبت فيض بخش بر روى