محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
431
خلد برين ( فارسى )
صحبت كامل عياران آن ديار به تخصيص فقها و مشايخ جبل عامل ، گلدستهبند گلهاى رنگارنگ عوارف گرديد و از آنجا چون قطره سفر دريا پيش گرفته به درگاه معلى آمد و بعد از ادراك سعادت صحبت خاقان جنت مكان به دستورى آن حضرت در مشهد مقدس معلى متوطن و مجاور روضهء منورهء سدره مرتبهء عرش درجهء رضيهء رضويه - على ساكنيها الف الف تحية - گرديده در آن مكان ملايك آشيان ، اعلاى معالم دين مبين و اجراى اوامر و احكام ملت مستبين را از امر به معروف و نهى از منكر و اشباه آن به پايهء والاى نظام و انتظام رسانيد و اكثر اوقات در جمعات ، بالانشين منبر حقگوئى و خداجوئى گرديده زبان الهام بيان به مواعظ بليغه و نصايح سودمند ، گهربار مىنمود و گروهى انبوه در مجلس وعظش گوش هوش را به شنيدن كلمات قدسى سمات ، گرانبار مىساختند . عاقبت در سال نهصد و نود و هفت كه آن ارض مقدس بنا بر طغيان عبد المؤمن خان اوزبك از تصرف كاركنان دولت ابد مدت بيرون رفت جناب مولوى را آن طايفهء به درك گرفته به ماوراء النهر بردند و در آنجا او را با علماى ماوراء النهر در باب حقيقت مذهب حق ائمهء اثنى عشر - عليهم صلوات الله الملك الاكبر - مناظرات و مباحثات روى نمود . و با آن كه آن جناب بنا بر رعايت آداب تقيه ، خود را شافعى مذهب باز نموده به صرفه سخن مىگفت متعصبان حنفى مذهب هجوم آورده خدمتش را به ضرب قلمتراش و بوكده [ 92 ] به عز شهادت فايز گردانيدند . « 1 » رحمة الله عليه رحمة كاملة . عارج معارج علم و عرفان مولانا ميرزاجان زبدهء علماى زمان و خلاصهء دانشمندان دوران و در دار الملك شيراز از چابك سواران ميدان امتياز بود . در حلقهء درس خواجه جمال الدين محمود شيرازى كه از شاگردان بىواسطهء علامهء دوانى بود به اكتساب معارف عقلانى قيام نمود و در فنون حكمت و مراتب معقولات سرآمد روزگار خود
--> ( 1 ) - و به آن اكتفا نكرده جسد شريفش را در ميدان بخارا به آتش بيداد سوختند ( عالم آرا ، ص 155 ج 1 ) .