محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
28
خلد برين ( فارسى )
گوشهاى از صومعه به اداى نماز و عرض نياز مشغول گرديده دامن دل از ماسوى دركشيد . و چون قاعده و دستور شيخ زاهد در ايام صيام آن بود كه در خلوت نشسته تا روز عيد با هيچيك از مريدان و طالبان ملاقات نفرمايد ، در آن روز كه آن حضرت به خانقاه شيخ زاهد نزول فرمود به دستور معهود آن جناب در خلوت بود اما به نور كرامت از وصول آن زبدهء دودمان امامت خبر يافته خادمى را كه موسوم به محمد خليلان بود طلب نمود و فرمود كه آن جوان كپنكپوش را كه سر حلقهء حق طلبان و ميهمان عزيز ماست و در گوشهء زاويه نماز مىگذارد به خلوت خاص من درآور . محمد خليلان به موجب فرمان عمل نموده آن حضرت را به خلوتخانهء خاص شيخ زاهد درآورد . و چون آن سالك شاهراه كرامت به ملاقات شيخ زاهد فايز گرديد آن خلوتگزين جهان معارف به ديدهء بصيرت ، انوار ولايت را در بشرهء همايونش لايح ديد و هم در آن خلوت به تلقين و ارشاد آن حضرت پرداخته گنجينهء ضمير منيرش را مخزن لآلى اسرار لا يزالى ساخت و به همگى همت در تربيتش اهتمام نموده ابواب فيوضات غيبى بر روى خاطر قدس مناظرش گشود و آن مقتداى ارباب كرامت ، قدم در ميدان مجاهده و رياضت نهاده كار را به جائى رسانيد كه در هفتهاى يك بار افطار مىكرد و در شبها اصلا پهلوى مبارك بر زمين نمى - نهاد و در روز از كوه و صحرا به جهت مطبخ شيخ زاهد هيمه به دوش مىآورد . و چند سال فرخنده مآلش بدين منوال گذران بود و به هنگام افطار به لقمهاى برنج خشك اكتفا نموده از اكل لحوم و دسوم « 1 » اجتناب مىفرمود تا به اندك زمانى قدم بر معارج ترقيات گوناگون نهاد و انواع فتوحات و خوارق عادات ، خدمتش را روى داد . و چون از راه رياضت و مجاهدت به اعلى مدارج كمال مرتقى گرديد شيخ زاهد به تدريج آن جناب را از مشقت رياضت و تعب مجاهدت باز آورده به اكل لحوم و افطار يومى اشاره فرمود . و بدين آئين آن آفتاب اوج كرامت در سايهء تربيت شيخ زاهد قطع درجات و منازل راه
--> ( 1 ) - دسم - چربى ، پيه .