محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
421
خلد برين ( فارسى )
كه از لوازم شغل احتساب مىباشد به مرتبهاى رسيد كه در نظر ارباب ديد مشتبه به ريا و اغراض دنيوى گرديد و بنا بر حدت طبع و تندى مزاج مير محتسب ، كافهء اكابر و اعيان در صحبت شريفش به مساهله و مدارا محتاج بودند و با وجود آن از دست و زبان وى رهائى نداشتند . مير طاهر كاشى : از سادات دار المؤمنين كاشان و در درگاه جهان پناه دامنزن شعلهء اقتدار و كارگزار مناقب مير سيد على مشار - اليه بود . مير زين العابدين كاشى : او نيز از سادات عظام كاشان و داماد مير يحيى علوى قزوينى و به « مير دكله » معروف و محتسب دار السلطنهء قزوين و پيرو طريقهء مير محتسب و اتباع وى بود . عارف معارف ربانى مير شجاع الدين محمود اصفهانى : بحر گوهر خيز سيادت و يكتا گوهرى و كوكب رخشان اوج ديندارى و شريعتپرورى و عارج معارج علم و دانش و صاعد مصاعد فضل و بينش و سلسلهء عليهاش در معمورهء جنتنشان اصفهان به سادات خلفا كه از احفاد والانژاد عارف معارف ربانى مير بزرگ مازندرانىاند بين الاقران مشهور و جناب مشار اليه به فطرت عالى و دقت طبع بر السنهء جهانيان مذكور بود و پيوسته روزگار شريفش در اعلاى معالم علوم معقول و منقول و احياى مراسم تحقيق مسائل فروع و اصول مىگذشت و مجلس صحبت كيميا خاصيتش از آمد و رفت طالبان مطالب عقلى و نقلى خالى نمىگشت و فيضش چون فيوضات ابر نيسانى عام و انعامش از خزانهء حاصل املاك خود نسبت به طلبهء علوم و ساير فقراء و درويشان تمام بود . و از آن بحر گوهربار لآلى آبدار على مر الدهور و الاعصار به كنار آمده كه در محل خود به مناسبت مقام ، ايمائى به آن خواهد شد ان شاء الله تعالى . عارف معارف ربانى ميرزا ابراهيم همدانى : مهر درخشان اوج عرفان و كوكب رخشان برج ايقان و در آن زمان نونهال رياض