محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
407
خلد برين ( فارسى )
طايفه به ذكر ايشان مىپردازد و بنا بر آن كه از تقرير دلپذير كوچك دل بزرگ منشى كه در اين عهد خجسته و زمان فرخنده ، قدردان متاع گرانبهاى هنر و عيارشناس مس از زر و خزف از گوهر است و ذكر جميل آن بزرگ خانوادهء صورت و معنى در مقام خود صحيفهء بيان را گلريزان خواهد نمود و در اين وقت به ضرورت وقت ، مصراع : نامش نمىبرم كه دلم گوش مىكند ، به وضوح پيوسته كه مجموع طايفهء جليلهء قزلباش ظفر تلاش ، تركمان و اختلاف اسامى اكثر طبقات ايشان بنا بر مغايرت اسامى ديار و بلاد است كه در مبادى طلوع آفتاب دولت اين خاندان و الا شان از راه صوفيگرى و اخلاص به اين آستان گردون اساس پناه آورده منظور نظر عواطف بىكران سلاطين جنت مكين اين دودمان و الا گرديدهاند مانند شاملو و روملو و موصلو و قرامانلو كه از شام و روم و موصل و قرامان ، احرام بندگى اين آستان بر ميان بسته به موكب ظفر قرين پيوستهاند « 1 » . نخست به ذكر طايفهء رفيعهء شاملو افتتاح بيان مىنمايد و بر لوح ابلاغ مىنگارد كه اين طايفهء جليله ، معظم طوايف قزلباش و سردفتر اويماقات و به قدم خدمت از تمامى اين گروه ظفرپژوه در پيشند و در عهد خجستهء خاقان سكندر شان و اوايل زمان فرخنده نشان خاقان جنت مكان ، امراى بزرگ نامدار و خوانين جليل القدر عالى مقدار در ميان اين طايفهء رفيعه بسيار بوده بعضى از ايشان نيز به شرف مصاهرت اين دودمان و الا بين الاقران ممتاز و سرافراز گشتهاند . اما در آن زمان كه عقد جمعيت دلها به سبب سنوح واقعهء ناگزير خاقان جنت مكان از هم گسيخته بود از اكابر و اعيان اين طبقه سه نفر از امراى معتبر بودند : اول : ولى خليفهء اوجى كه كوكب طالعش به ايالت ولايت مشهد مقدس معلى در اوج كمال بود و بسيارى از امراء زادهها و اكابر و عظماى اين طايفه طريق ملازمت و خدمت وى مىپيمودند .
--> ( 1 ) - براى اطلاع بيشتر از قزلباشان مىتوان به تاريخ قزلباشان ( به تصحيح ميرهاشم محدث ، چاپ سال 1361 ) مراجعه كرد .