محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
384
خلد برين ( فارسى )
تا پسر بزرگتر قائم مقام پدر تواند گرديد اورنگ سلطنت به ديگران نخواهد رسيد ، و بنا بر آن كه شاهزادهء عالى گهر سلطان محمد ميرزا كه اكبر اولاد خاقان والانژاد است بنا بر ضعف باصره و عدم بينائى از عهدهء شغل خطير سلطنت بيرون نمىتواند آمد اسماعيل ميرزا كه بعد از او اكبر اولاد آن سرور است قائم مقام و جانشين وى خواهد گرديد و ما را در طريق اخلاص و صوفيگرى مسلكى بجز اين نيست . و به اين سخنان سراپا تزوير خود را « شاهيسون » خطاب داده هوا - خواهان سلطان حيدر ميرزا را « يكى بيرلو » نام نهادند و رفته رفته اين ترانه در ميان هر دو فريق افسانه شده شاهد اين راز از پرده سر به درى آغاز نهاد و اين گفتگو نقل مجلس ترك و تاجيك و دور و نزديك گرديده به مسامع امراى نامدار و اعيان قزلباش و ريش - سفيدان اويماقات كه در پايهء سرير سلطنت مصير بودند رسيد و ايشان نيز دو گروه شده جمعى جانب طبقهء اولى و گروهى طرف طبقهء ثانى را گرفتند و به كرات در دولتخانهء مباركه در ميان ايشان سخنان خشونت آميز در ميان آمد . القصه چون به نوشداروى عنايت بىغايت ، مزاج اعتدال سرشت آن حضرت روى به مدارج صحت نهاده ابواب امن و اطمينان بر روى زمانه و زمانيان گشاد والدهء پريخان خانم به اغواى مهد عليا و برادران مادرى وى خلاصهء اين سخنان را چنانچه دلخواه ايشان بود به عرض خاقان جنت مكان رسانيده خاطر اقدس آن حضرت را از سلطان حيدر ميرزا منحرف گردانيد و هواخواهان اسماعيل ميرزا را صوفى و يكجهت و دولتخواه باز نموده ابواب حسن مقال دربارهء ايشان بر روى خسرو بلند اقبال گشود و بنا بر آن كه بار يافتگان حريم قرب در ايام نقاهت آن حضرت از وراى حجاب پنجرهء حرم ، راه سخن به خدمت آن خاقان محترم داشتند در آن ايام روزى كور شاهعلى روملو كه به رتبهء يساولى صحبت سرافراز و از اعيان قزلباش بود زبان جرأت به عرض اين مقدمات گشوده صورت ماجرا را به تفصيل خاطر نشان آن حضرت نمود و به كنايه و مديح معروض داشت كه