محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

360

خلد برين ( فارسى )

ديگر از وقايعى كه در آن زمان روى نمود لشكر فرستادن سلطان سليم به جزيرهء قبرس بود . تفصيل اين اجمال آن كه چون كفار اشرار جزيرهء قبرس در سوالف ايام باج ده و خراجگزار « 1 » سلطان روم بودند بنا بر بدمستى شراب دولت بيراهه روى پيش گرفته قدم جرأت به باديهء طغيان و عصيان نهاده بودند بر ذمت همت خسروانهء سلطان سليم ، گوشمال ايشان واجب و لازم گرديد . بنابر اين قيصر روم بعد از تقديم مشورت با امراى آن مرز و بوم در سنهء ثمان و سبعين و تسع مائه پرتو پاشاى وزير ثانى و احمد پاشاى وزير سيوم و حسين - پاشاى امير الامراى روم ايلى و مصطفى پاشاى لله و على پاشاى حاكم مرعش و قاسم پاشاى فرمانفرماى انادولى [ - آناطولى ] و بهرام - پاشاى حاكم سيواس را با سپاهى بيرون از اندازهء وهم و قياس به تسخير قلاع سپهر اساس آن طايفهء حق ناشناس روان نمود ، و پاشايان با سپاه قيامت دستگاه روم به كشتيها درآمده به جانب قبرس رايت عزيمت برافراختند و بعد از ورود بدان حدود قرب هفتاد قلعچه از حصون و قلاع كفار اشرار گشودند . و بعد از تسخير آن ديار با لشكر بىشمار و اسباب تسخير حصار روى توجه به تسخير قلعهء لعقوثه كه از قلاع حصين كفار اشرار بود نهاده آن حصار استوار را دايره - كردار در ميان گرفتند و بنا بر متانت و حصانت حصار و جرأت و جلادت كفار ، قلعه در امتداد ايام محاصره به دو سال كشيده عاقبت به جرأت سرشار عساكر ظفر شعار ديار روم مسخر گرديد و زنان و فرزندان و عيال و اطفال كافران با اموال و اسباب بىكران و غنايم بىپايان به دست مسلمانان افتاد . بعد از تسخير آن حصار آسمان كردار ، پاشايان مظفر و كامران روى به تسخير قلعهء ماغوسه كه از قلاع سبع شداد باج سربلندى مىگيرد نهادند و چون و تن نام پليدى كه در آن قلعه به حكومت مدار مىگذرانيد از قرب ورود جنود ظفر ورود روم خبردار گرديد متانت

--> ( 1 ) - در متن : خراجگذار .