محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
355
خلد برين ( فارسى )
پنج سال بود . ديگر از سوانح اقبال كه در اين سال روى نمود آن بود كه بعد از مراجعت رسول سلطان سليم ، خاقان هفت اقليم مقرر فرمود كه منشيان عطارد رقم مكتوبى بلاغت اسلوب مشعر بر استمرار و استقرار صداقت و ولا و استحكام بنيان عهد و پيمان و محتوى بر تهنيت جلوس بر اورنگ سلطنت روم به طول هفتاد گز در قلم آوردند و با تحف و هداياى خسروانه مصحوب شاهقلى سلطان استاجلو به آن مرز و بوم روانه نمود و مشار اليه به عنايت و تربيت خاقان محترم با خيل و حشم و طبل و علم و تهيه و تدارك تمام و تجمل مالاكلام به صوب مقصد روان گرديده در ادرنه نامهء مودت ختامه را با تحف و هدايا به نظر سلطان سليم رسانيد و بعد از چند ماه رخصت مراجعت حاصل نموده قرين اعزاز و احترام به درگاه شهريار گردون غلام بازگرديد . ديگر از وقايع كه در اين سال روى نمود آن بود كه مولانا عبد - الرزاق صدر كه قبل از اين در دار السلطنهء قزوين گوشه نشين بند و زندان بود حسب الفرمان لازم الاذعان رخت گرفتارى به حصار قلعهء خرسك كشيد . گفتار در ذكر لشكر فرستادن خاقان جنت مكان به عزم گوشمال همايون خان به گرجستان و گرفتار شدن آن زيادهسر نادان چون پيوسته خاطر آفتاب اشراق از رهگذر غدر و نفاق سمايون خان والى گرجستان عازم آن بود كه خار اقتدار آن مغرور زياده سر را از سر راه حاميان حوزهء اسلام دور سازد و بنا بر اشتغال به اشغال ضرورى دولت بىزوال ، نوبت به گوشمال وى نمىرسيد در اين سال فرخ فال كه مطابق سنهء ست و سبعين و تسع مائه بود اين قفل دير -