محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
349
خلد برين ( فارسى )
شكارىوار در ميان گرفته نايرهء حرب را فروزان گردانيد و فريقين از جانبين به قصد جان يكديگر دست به تيغ و سنان برده حربى شديد به وقوع انجاميد . مقارن آن يكى از غازيان ، زينش بهادر را به ضرب سنان جانستان از مركب تهور افكنده خواست كه سر بىمغزش را از مركب بدن پياده سازد و چون غايت حقارت جثهاش را ديد دست از قتل آن متهور زيادهسر كشيد . در آن اثنا جمعى از اوزبكان روسياه از گرد راه رسيده زينش مردود به پشتگرمى ورود ايشان سوار شده و فدائىوار به يك بار بر غازيان حمله آورده عقد جمعيت ايشان را بنات النعشوار از هم پاشيدند ، و غازيان از راه اضطرار قدم در وادى فرار نهاده زينل خان و چكر كه سلطان و مصطفى سلطان در معركه به قتل رسيدند و زينش بد نهاد سرهاى ايشان را به نزد عبيد خان بىايمان فرستاده خود روى مراجعت به دامغان نهاد . ديگر از اخبار كه به دربار شهريار گردون وقار رسيد محاربهء سلطان سليمان خواندگار روم با كفار فرنگ بود . خلاصهء اين مقال آن كه در سال نهصد و بيست و سه سلطان سليمان قيصر روم ، عسكر آن مرز و بوم را جمع آورده به عزم تسخير ديار انكرس متوجه آن ولايت گرديد و چون به كنار آب تونه رسيد به كشتى پل بر آب بسته بگذشت و افرنديش قوال و ارذلبان كه سلاطين آن ديار بودند در كنار آب تونه در موضع مهاج سپاه خود را جمع آورده به عرابه و توپ جاى خود را استحكام داده بودند . چون قيصر روم با لشكر و سپاه آن مرز و بوم نزديك رسيدند كفار فرنگ سوار شده آهنگ جنگ كردند و بعد از تسويهء صفوف جانبين ، افرنديش بدكيش با سپاه خويش بر جرانغار لشكر روم هجوم آورده ايشان را از مكان خود زايل گردانيده به قلب رسانيد و ارذل بان نيز با سپاه بىكران بر برانغار سپاه قيصر تاخته فوج ميمنه نيز به قلب رسيد . مقارن آن ينگچريان و توپچيان كماندار به يك بار كرهء هوا را مستحيل به كرهء نار كرده كفار اشرار را آوارهء ديار فرار گردانيدند و عسكر روم به تعاقب ايشان گران ركاب و سبك عنان شده بسيارى از فرنگيان را