محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
322
خلد برين ( فارسى )
دو سال كه در كمال اعتبار روزگار گذرانيد به مقتضاى قضا مؤاخذ و متوجه سفر ناگزير گرديد . مولانا اميدى : از شعراى عهد و سخنوران زمان به جودت طبع سليم و حدت ذهن مستقيم چون مهر درخشان از ساير كواكب رخشان ممتاز بود . چون خاقان سكندر شان حكومت مملكت خراسان را به خان عالى شان دورميش خان كرامت فرمود مولانا در ملازمت وى عازم سفر خراسان شد و چند گاه در دار السلطنهء هرات اوقات با بركات را با ارباب دانش و كمال گذرانيده در سال نهصد و بيست و نه قائد قضا عنان اختيار مولانا را از كفش ربوده به مبالغه و الحاح تمام از خان قدردان طلب رخصت نمود و چون به مملكت رى كه وطن مألوفش بود رسيد بعد از چند روز جمعى كه از وى كينهء ديرينه در سينه داشتند شبى با تيغهاى آكنده روى به وى گذاشتند و خدمتش را به زخمهاى پى در پى از ميان برداشتند و روزگار بىمروت كه پيوسته با ارباب كمال بر سر خصومت است قاتل آن بىگناه را نيز به دست نداد و هيچكس گرهى از اين رشتهء سردرگم نگشاد . و چون خامهء وقايع نگار ، ذكر حال جمعى از اين طايفهء جليله را كه ذكر ايشان در ميان است بر صحيفهء بيان مىنگارد كه در عهد خجسته و زمان فرخندهء خاقان سكندر شان عزيمت ملك جاويدان نموده باشند بنابر اين بيان حال جمعى از ايشان كه ادراك زمان دولت ابد مدت خاقان جنت مكان نموده باشند در ذيل حديقهء دويم از اين روضهء خلد قرين تبيين خواهد يافت . ان شاء الله تعالى .