محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
316
خلد برين ( فارسى )
من التحيات ازكاها ) بود . چون روزگارش به پايان رسيد در سال مذكور متوجه سفر آخرت گرديد . مشهور است كه در نظم هر يك از قصايد غرا كه موشح به نام نامى آن حضرت مىساخت صله و جايزهء آن قصيده از عالم غيب به وى مىرسيد . چون قصيدهء مشهورهء معروفه به « چرخيات » را در مدح آن قبلهء مآرب و كعبهء حاجات به اتمام رسانيد پيشتر از آن كه صلهء آن را دريابد روزگارش به انجام رسيد . و چون حال امثال اين طايفه در دار ملال بر جهانيان ظاهر مىباشد مادر وى كه زالى كهنسال بود در تجهيز و تكفين مولوى عاجز مانده بود كه مقارن آن صداى در برآمد و شخصى آواز داد كه عزيزى هديه جهت مولانا فرستاده كسى بيايد و آن را برگيرد . چون مادر جناب مولوى به پشت درآمد كه صورت حال بازدارند آن شخص خرقهء سربسته به وى سپرد كه اين اسباب دفن مولاناست كه عزيزى به رسم تحفه فرستاده و چون مادر مولوى خواست كه نام آن عزيز را از آن شخص بپرسد كسى را نديد و بر وى ظاهر شد كه آن هديه از عالم غيب به ازاى صلهء قصيدهء مذكوره رسيده آنگاه به تجهيز و تكفين گرامى فرزند پرداخته خاطر از مهم وى فارغ ساخت . بالجمله بجز از ديوان قصايد او نظم بلقيس و سليمان نيز از جملهء بدايع اشعار آبدار اوست . مولانا رياضى ساوجى : از جملهء شعراى آن زمان ، و وقايع زمان دولت سلطان حسين ميرزا را در سلك نظم كشيده بود . چون سنين عمرش از هشتاد متجاوز گرديد او نيز در همين سال رخت اقامت به جهان جاودان كشيد . مولانا عبد الله مرواريد : در نظم لئالى اشعار آبدار ، يگانهء روزگار خود بود . در بدايت حال و عنفوان شباب ملازمت سلطان حسين ميرزا اختيار نموده بر