محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

285

خلد برين ( فارسى )

اين معنى فى الجمله باعث پريشانى خاطرها و تفرقهء رعايا گرديده مرغ دلها از شاخسار ولاى خان عالى شان در رميد . ديگر آن كه در اواخر سنهء ثلاث و عشرين و تسع مائه در معسكر همايون شهريار ربع مسكون جاسوسى از جواسيس روم گرفتار گرديده بعد از تحقيق و تفتيش اخبار نمود كه چون در آن مرز و بوم خبر ياغيگرى امير خان اشتهار و انتشار يافته او را به جهت تحقيق اين خبر به معسكر ظفر اثر فرستاده‌اند . و چون صورت حال به مسامع جلال خاقان بلند اقبال پيوست فرمان و الا نافذ گرديد كه امير خان ، احرام قرب خدمت بر ميان بسته به آستان گردون شأن آيد تا بر جاسوس ، اطاعت و فرمان‌پذيرى وى ظاهر شده به روم مراجعت نمايد ، و اشارهء عليه به صدور پيوست كه تا آمدن خان ، جاسوس را در موكب ظفر نشان نگاه دارند . و باتقور ميرزا كه حامل حكم و الا بود در ذى الحجهء سال مذكور به هرات رفته فرمان مطاع را به امير - خان رسانيد و چون بيم آن بود كه در بهار سال آينده نهال احتمال آمدن سلاطين اوزبك در آن سرزمين گل كند امير خان رفتن خود را به آستان سدره نشان مقرون به مصلحت دولت ابد مدت نديده امير غياث الدين محمد بن امير محمد يوسف را كه به منصب صدارت شاهزادهء بلند اقبال طهماسب ميرزا سرافراز بود به اتفاق خواجه سيف الدين مظفر بتكچى كه حسب الفرمان قضا جريان ، مهام كلى و جزئى خراسان به استصواب او فيصل‌پذير مىشد به درگاه جهان‌پناه فرستاد تا سبب توقف او را به مسامع عليه رسانند . و ايشان در ربيع الاول سنهء اربع و عشرين و تسع مائه در بعضى از ييلاقات دار السلطنهء تبريز به تقبيل عتبهء عليا سرافرازى يافته سبب تعلل و توقف امير خان و بعضى از اخبار خراسان را به موقف عرض رسانيدند . و چون صدر آراى انجمن سيادت و ديندارى امير غياث - الدين محمد به حسن صورت و كمال سيرت و محاسن آداب و مكارم اخلاق ، يگانهء آفاق بود و به كرات از طايفهء به درك اوزبك بنا بر ظهور كمال اخلاص و دولتخواهى اعلى حضرت شاهى متضرر گرديده