محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

282

خلد برين ( فارسى )

وى روان نمود . ديو سلطان از فانق و قبرى « 1 » عبور نموده ز كم و كرم « 2 » را تاخته در موضع قبرى خيام اقامت افراخت . لوند خان چون از بأس و سطوت غازيان خبردار شد از جرأت و جسارت خود نادم و پشيمان كس به نزد ديو سلطان فرستاد و پيغام داد كه چون در اين وقت به سبب وقوع مخالفت و نافرمانى ، دريافت خدمت فى الجمله صعوبتى دارد اگر آن حضرت به درگاه جهان‌پناه مراجعت نمايد بعد از چند روز اين بنده طريق زياده‌سرى و گريزپائى را گذاشته رايت عزيمت به صوب معسكر ظفر خاصيت خواهد افراشت . بنابر آن ديو سلطان عنان به صوب مراجعت معطوف داشته روى توجه به درگاه جهان‌پناه گذاشت . ديگر از وقايع اين سال فرار آقامحمد روز افزون از موكب همايون شهريار ربع مسكون بود . مفصل اين مجمل آن كه در اثناى آن كه محصلان در مازندران سرگردان وصول سه هزار تومان وجه تقبل وى بودند از اردوى كيهان پوى فرار نموده به مازندران شتافت و در ميان [ 59 ] او و امير عبد الكريم نايرهء قتال و جدال اشتعال يافته به نيروى دولت روز افزون امير عبد الكريم بر آقا محمد روز - افزون غالب آمد و آقا محمد گريزان روى به قلعهء كليس و اولاد نهاد و به استحكام حصار اولاد پرداخته در آنجا رحل اقامت انداخت . و چون صورت حال به مسامع جلال شهريار بلند اقبال پيوست فرمان قضا جريان نافذ گرديد كه چوهه سلطان تكلو با سپاه عراق و كردستان به عزم گوشمال او روان شوند . چوهه با سپاه جلادت نشان در عرض مدت يك هفته قلعه را گرفته آقا محمد را اسير و دستگير به پايهء سرير سلطنت مصير رسانيد و حكومت و ايالت مازندران بر امير عبد - الكريم قرار گرفته خدمتش قبول نمود كه هفت هزار تومان به خزانهء عامره رساند .

--> ( 1 ) - در نسخه : « قانق و غبرى » . ( 2 ) - در خلاصة التواريخ نيز چنين است ولى در احسن التواريخ : « گيرم » .