محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

279

خلد برين ( فارسى )

خراسان گرديده ملا باقى نامى را از ملازمان در قندهار جانشين و قائم مقام خود گردانيد ، و جناب مولوى مانند كسى كه عمرها در انتظار حصول مقصدى باشد دفتر حقوق تربيت و رعايت چندين سالهء شجاع - بيك را بر طاق نسيان نهاده مسرعان به طلب بابر پادشاه فرستاده و خدمتش فرصت را غنيمت شمرده به طريق ايلغار به قندهار آمد و بىغائلهء هيچگونه محنت و مشقتى آن ملك دلپذير را به حيطهء ضبط و تسخير درآورده به فرزند ارجمند خود كامران ميرزا سپرد ، و چون خاطر از انتظام مهام آن ولايت جمع نمود به ديار كابل مراجعت فرمود . ذكر توجه موكب ظفرنشان به صوب قشلاق نخجوان و رسيدن اخبار خراسان به مسامع جلال شهريار بلند اقبال و ساير وقايع و قضايا كه در خلال اين احوال اتفاق افتاده چون خاقان سكندر شان در دار السلطنهء اصفهان زمستان را به آخر آن رسانيد در بهار سال ديگر كه سنهء سبع و عشرين و تسع مائه بود عنان اشهب گردون خرام را به سير و شكار ييلاقات آذربايجان معطوف گردانيد و فصل بهار و ايام تابستان را در متنزهات آن ديار كامياب و كامران گذرانيده به عزم قشلاق متوجه صوب نخجوان گرديد . مقارن آن از جانب خراسان منهيان بر اثر يكديگر رسيده به عرض خاقان بحر و بر رسانيدند كه در اين سال عبيد خان با سىهزار اوزبك تنگ چشم زود خشم كينه‌گذار از آب آمويه عبور كرده به خراسان آمد و سوند وك بيك حاكم سرخس كس به جهت اخبار آن حادثه به هرات فرستاد . فرستادهء مذكور در روز پنج‌شنبه شانزدهم شهر جمادى الاخرهء سال مذكور خبر ورود جنود نامسعود اوزبك را به امير خان موصلو حاكم هرات رسانيد و غازيان به استحكام قلعه و حصار مشغول گرديده پيرى سلطان روملو با صوفيان خليفهء روملو به ضبط و استحكام دروازهء عراق پرداختند و امير محمد بن امير يوسف كه از اعاظم آن ديار است با تابعان ، دروازهء ملك را مستحكم