محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

274

خلد برين ( فارسى )

جم اقتدار بود كه امراى عالى مقدار از گيلان مراجعت نموده به عز بساط بوس ، شرف امتياز و افتخار يافتند . و چون كسان اميره دباج از موكب ظفرنشان به جانب گيلان بازگشته خدمتش را به جلايل عفو و اغماض شاهانه و تشريفات و عنايات پادشاهانه مفتخر و سرافراز گردانيدند اميره دباج با جهان جهان اميدوارى و عالم عالم احتياج ، احرام حريم قرب خدمت شهريار صاحب تخت و تاج بسته در حينى كه خاقان سكندرشان در ييلاقات همدان عشرت پيرا و كامران بودند به معسكر ظفرنشان پيوست و به سعادت پاى بوس سرافرازى يافته از تحف و هداياى مرغوب ، پيشكشى از نظر كيميا اثر گذرانيد كه ديدهء دوربين عقل مشكل پسند ، محو تماشاى هر يك از آنها گرديد . و شهريار تاجدار چون نقد اخلاص و صوفيگرى اميره دباج را در دار الضرب اعتبار ، تمام عيار ديد خدمتش را به انواع الطاف و اعطاف شاهانه و اقسام نوازش و انعام پادشاهانه از تاج و كمر و خلعت و افسر و عنايات ديگر سربلندى بخشيد و دردانه‌اى از بنات مكرمات را كه پروردهء صدف عز و شرف بود نامزد سلك ازدواجش فرموده « 1 » به « مظفر سلطان » ملقبش گردانيد . و در حينى كه موكب ظفر شعار از النگ همدان به عزم شكار ماهى متوجه رودخانهء تلوار و از آنجا ديگر باره به هواى شكار دشت و كهسار عازم مراغه گرديده به نواحى آب قزل اوزن رسيد به تجديد اميره دباج را به انعامات گوناگون اختصاص داده تاج اقتدار بر سر نهاد و با جهان جهان خوشدلى و شادمانى به گيلانش فرستاد . ذكر توجه موكب ظفرنشان به صوب صواب همدان و وقايع متنوعهء آن عهد و اوان چون سير و شكار پادشاه جهان و شهريار همه‌دان در متنزهات النگ خرقان به پايان رسيد كامياب و كامران متوجه ييلاقات همدان

--> ( 1 ) - خاقان صاحب قران يكى از دختران خود را خانش خانم كه در سلك عصمت و طهارت مندرج بود به عقد وى درآورد ( خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 141 ) .