محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
266
خلد برين ( فارسى )
جلال شاهزادهء بلند اقبال طهماسب ميرزا رسيد در سنهء خمس و عشرين و تسع مائه ديگر باره ابراهيم سلطان موصلو را به تاخت ولايت غرجستان مأمور گردانيد . و چون خبر ورود جنود مسعود به امير شاه محمد رسيد رخت اقامت به قلعهء كشتى نور كشيده امير - جعفرعلى را به رسم رسالت نزد ابراهيم سلطان فرستاده پيغام داد كه ولايت مذكور را بر وى مسلم داشته مراجعت نمايد . [ ابراهيم ] سلطان فرستاده را به قتل رسانيده بعد از سه روز با سپاه فيروز يورش نمود و نهنگ درياى پردلى سموراوغلى بر يكى از بروج صعود نموده شاه محمد سيف الملوك قلعه را گذاشته به طرف ميمنه گريخت و [ ابراهيم ] سلطان قلعه را ويران كرده به جانب هرات مراجعت نمود . گفتار در بيان ميلاد با اسعاد شاهزادگان و الا نژاد و وقايعى كه در خلال آن احوال دست داد چون به عدلين كتاب و سنت در نزد حاكم عقل به ثبوت پيوسته كه كثرت اولاد از جزايل نعماء خالق مبدأ و معاد است و بقاى نوع ، منحصر در ميلاد اولاد كافهء عباد است لاجرم در سال فرخ فال ثلاث و عشرين و تسع مائه لآلى آبدار از بحرين عظمت و جلال به كنار آمده زيورآراى افسر اقبال گرديدند . تفصيل اين اجمال آن كه چون خاقان ستوده خصال تابستان آن سال را در ييلاق سورلوق در كمال عظمت و جلال گذرانيده عنان توجه به صوب قشلاق نخجوان معطوف گردانيد در عرض يك هفته از آن ايام سعادت فرجام سه اختر سعادت منظر از افق مرام شهريار هفت كشور به مثابه سه خورشيد انور طالع گرديد . چه ماهچهء رايت ظفر آيت چون پرتو وصول به منزل سعادت ورود ورجهرود مراغه افكند به تاريخ روز سهشنبه بيست و يكم شعبان سال مذكور يكى از آن ذرارى سماء