محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

264

خلد برين ( فارسى )

چون مدت محاصره به چند ماه كشيده كار بر محصوران دشوار گرديد خواجه حيدر على و ساير كلانتران ، دروازهء عكاشه را بر روى محمد - زمان ميرزا باز كرده خدمتش را به شهر درآوردند ، و امير محمد - بهارلو پناه به ارك برده بعد از دو روز به عهد و پيمان از آنجا بيرون آمد و در سلك ملازمان ميرزا منتظم گرديد . مقارن آن امير جان [ محمد ] قاسم حاكم شبورغان نيز با پيشكش فراوان به قصد ملازمت به خدمت ميرزا رسيد . و چون امير اردوشاه حكومت بلخ را به قوام بيك برادر خود ارزانى داشت بدين جهت غبار نقار در ميان ميرزا و امير مشار اليه ارتفاع يافته جمعيت و اتفاق ايشان روى به كلفت و نفاق گذاشت . و روزگارشان به اين عنوان گذران بود تا در سنهء ثلاث و عشرين و تسع مائه محمدزمان ميرزا ، امير اردوشاه را به قتل رسانيد و قوام بيك برادر وى به ضبط و استحكام برج و بارهء حصار بلخ پرداخته رسولان به طلب مدد و كومك به نزد محمد بابر ميرزا به كابل متواتر ساخت . و آن حضرت بدين جهت عزيمت بلخ جزم نموده چون وارد آن ولايت گرديد قوام بيك مفاتيح قلعه و شهر را به ملازمان بابرى سپرده به معسكر وى ملحق شد و رايت ظفر آيت بابرى به عزم گوشمال محمدزمان ميرزا به حركت آمده به طريق ايلغار بر سر وى تاخت آورد . ميرزا ملك و مال و اهل و عيال و اطفال را به ملازمان بابر پادشاه باز گذاشته رايت هزيمت به صوب غرجستان افراشت ، و اعيان آن ولايت امير - شاه محمد و سيف الملوك و خواجه غياث الدين على به شرايط استقبال اقبال نموده ميرزا را بر مسند سلطنت آن ولايت متمكن ساختند . و بعد از دو روز الويهء اقبال بابرى سايهء وصول بر سر آق‌گنبد افكنده چون تمامى مردم آن ديار غاشيهء اطاعت ميرزا را بر دوش جان كشيده بودند محمد بابر ميرزا به كوهستان آنجا در نتوانست آمد و از راه فيروزكوه و غور به جانب كابل روانه گرديد . و چون به انهاى منهيان خبر وصول محمد زمان ميرزا بر ولايت غرجستان در دار السلطنهء هرات به مسامع جلال شهريار بلند اقبال و