محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
234
خلد برين ( فارسى )
جلالت آشيان خاقان سكندرشان پيوسته مراسم سفارت به جاى آوردند . و چون نامهء قيصر به نظر شهريار هفت كشور رسيده بر مكنون خاطر وى مطلع گرديد بر زبان الهام بيان گذرانيد كه ما نيز مهياى گير و دار و مستعد كارزاريم و انديشهاى از قيصر روم و لشكر آن مرز و بوم نداريم و در هر جا كه ملاقات روى نمايد آنچه در جلباب كمون مستور باشد هر آينه به حيز ظهور آيد ، و فرستادگان قيصر را خلعت و رخصت داده مسرعان به ديار بكر نزد خان محمد استاجلو فرستاد كه هر چند زودتر خود را با لشكر آن بوم و بر به معسكر ظفر اثر رساند آنگاه علم شير پيكر خاقان بحر و بر با لشكرى سراپا جرأت دل و قوت جگر به عزم گوشمال قيصر ، شقهگشاى گرديده از همدان به جانب آذربايجان روان گرديد . و چون الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت به دار السلطنهء تبريز رسيد به تحقيق انجاميد كه سلطان سليم بىشائبهء خوف و بيم ، كوچ بر كوچ بر سبيل ايلغار متوجه معركهء كارزار است و شهريار تاجدار بىآن كه انتظار جمعيت لشكر ظفر - شعار كند كريمهء وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ « 1 » را پيشنهاد همت گردون نهمت ساخته به زور بازوى حيدرى و اقبال بىزوال اسكندرى مغرور از راه فراغت و حضور ، رايت توجه به دفع قيصر روم افراخت و در اوايل رجب المرجب سال مذكور ، رايات منصور در موضع چالدران كه در بيست فرسنگى تبريز واقع است در برابر لشكر قضا هجوم روم نزول اجلال نمود . و چون قاعده و دستور قياصرهء روم و سلاطين آن مرز و بوم آن است كه به هنگام اشتعال نايرهء قتال و جدال ، اطراف و جوانب سپاه خود را به عرابه و زنجير استحكام تمام داده حصارى استوار و ديوارى پايدار بر گرد خود اساس مىگذارند كه در كار حفظ و حراست ايشان ، كار حصنى حصين و ديوارى آهنين مىكند و توپچيان آتشباز و تفنگچيان قدر انداز در درون آن شعله و حصار آتش ، سمندروار قرار گرفته به انداختن توپ و تفنگ و
--> ( 1 ) - سورهء طلاق ، آيهء 3 .