محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
225
خلد برين ( فارسى )
ذكر توجه خاقان سكندر شان نوبت ثانى به صوب صواب خراسان و فرار عبيد خان چون عبيد خان با لشكر بىكران چنانچه ايمائى به آن شد به محاصرهء هرات پرداخت در عرض امتداد ايام محاصره رايت عجز افراخت و لشكر قحط و غلا بر مردم شهر هجوم آورده كار را بر محصوران دشوار ساخت بارقهاى از بوارق عنايات جناب جلال كبريا - عمت نعماؤه - بر ساحت حال محصوران تافته در سيوم ماه محرم الحرام سنهء تسع عشر و تسع مائه كه مطابق نوروز سلطانى بود ميان عبيد خان و جانى بيك سلطان نزاع و مخالفتى روى نموده هر يك از آن دو سردار از ظاهر هرات كوچ نموده متوجه ديار خود گشتند و محصوران هرات از تنگناى محاصره نجات يافته بر سر قرى و مزارع و بساتين خود كه در ظاهر شهر داشتند خوشدل و شادمان شتافتند . جانى بيك سلطان در بلاد خراسان توقف ننموده بعد از عبور از جيحون به كرمينه نزول نمود ، اما هم در آن ايام تيمور سلطان از آب گذشته بدين جانب آمد و در حدود مرغاب به عبيد خان پيوسته او را از رفتن به صوب بخارا منع نمود و به اتفاق يكديگر به مشهد مقدس آمده تا اسفرايين در زير نگين درآوردند . چون اين خبر به هرات رسيد حسين بيك لله و احمد بيك صوفى - اوغلى مصلحت در اقامت نديده از راه بيابان طبس روى توجه به صوب عراق و آذربايجان آوردند و خواجه ابو الوفا و جمعى ديگر از هواخواهان طايفهء به درك اوزبك به ضبط شهر و حصار پرداخته مسرعان جهت ايصال بشارت به مشهد مقدس روان ساختند ، و تيمور سلطان همعنان برق و باد روى به هرات نهاده در باغ مراد نزول نمود و خطبه به نام خود خوانده به اغواى متعصبان اهل سنت و جماعت ، بسيارى از تبرائيان را در خاك و خون نشاند و به اميد تمام دل بر مواصلت عروس ملك خراسان بسته بر سرير سلطنت و اورنگ شهريارى نشست .