محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

220

خلد برين ( فارسى )

گرديده به فرمان عبيد خان به قتل رسيد و روزگار غدار در اثناى آن حال به صد هزار زبان به گوش هوش وى رسانيد كه ، نظم : اين همه باد در بروت كه چه ؟ * اين تكبر ز من يموت كه چه ؟ اى تو اندر جهان پيچاپيچ * هيچ بن هيچ بن هزاران هيچ و بقية السيف كه عار فرار اختيار كرده بودند بسيارى از ايشان به هنگام عبور از آب آمويه غريق درياى هلاك و بوار شدند . و چون نسيم فتح و فيروزى بر پرچم رايت سلطانان اوزبك وزيد و اسباب محاربه و مقاتلهء خود را آماده و مهيا ديدند عازم تسخير مملكت خراسان گرديدند و نخست جانى بيك سلطان با سپاه گران از جيحون عبور نموده به عزم تسخير هرات تا النگ كهدستان عنان باز نكشيد . و حسين بيك لله و احمد بيك صوفى اوغلى و امير غياث الدين محمد كه از درياى ذخار معركهء كارزار به تعب و مشقت بىشمار به كنار آمده وارد هرات شده بودند هر يك به جد و جهد تمام شروع در تهيهء اسباب محافظت و استحكام شهر و حصار نمودند ، و از جملهء ايشان احمد بيك صوفى اوغلى كه حسب الحكم شهريار روزگار حاكم آن ديار بود در قلعهء اختيار الدين به ضبط و محافظت آن حصار استوار مشغول گرديد ، و حسين بيك لله در شهر هرات برج ميرزا سلطان احمد را مضبوط و مستحكم گردانيد ، و امير عماد الدين محمود اصفهانى كه به موجب فرمان ، وزير خراسان بود روى توجه به ضبط برج و باره و محافظت دروازهء فيروزآباد نهاد ، و امير غياث الدين محمد به اتفاق ساير امراء و حكام به ضبط دروازهء ملك و استحكام آن بلدهء مينو نظام داد مبالغه داد ، و دروازه خوش به امير سلطان محمود ولد امير غياث الدين محمد باغبان و دروازهء عراق به ديگرى از اعيان خراسان استحكام پذيرفت . و مردم جانى بيك سلطان از جانب باغ سفيد دو نوبت خود را به نزديك خندق رسانيده به ضرب سهام خون‌آشام غازيان ، زخمدار و مجروح بىنيل مقصود به جا و مقام خود بازگرديدند . همچنين سه چهار بار ديگر از سمت دروازهء