محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

208

خلد برين ( فارسى )

ساحت آن ولايت پرتو وصول افكند سپاه سرما و لشكر شتا به استقبال موكب جاه و جلال شتافته شهريار آفاق در آن بلدهء طيبه به عزم قشلاق ، قبهء بارگاه به اوج مهر و ماه افراخت . و مقارن وصول شهريار آفاق به يورت قشلاق ، ايلچيان سلطان مصر قنصور « 1 » و قيصر روم سلطان بايزيد و اكابر و اشراف ممالك محروسه با تحف و هداياى بىكران و پيشكشهاى فراوان به جهت تهنيت و مباركباد فتح خراسان به موكب ظفرنشان پيوسته منظور نظر انعام و اكرام ، بار مراجعت به ديار خود بستند . ديگر از وقايعى كه در مدت توقف قشلاق روى نمود نشاط شكار شهريار شير شكار بود كه نوبتى به فرمان واجب الاذعان خاقان سكندرشان ، ملازمان آستان جلالت آشيان بل قاطبهء متوطنان آن ديار نزاهت بنيان بر صحارى و قفار و دشت و كهسار محيط شده جانوران شكارى را به جانب خندق آن بلده راندند و پياده و سوار بسيار از شهر بيرون رفته در همان روز جرگه به هم پيوست و شهريار گردون اقتدار به عزم شكار بر سمند صبا رفتار سوار شده امراء و اركان دولت قاهره از يمين و يسار به رسم معهود به ميان جرگه درآمدند و در عرض يك دو ساعت بيست و شش هزار شكارى به قتل رسيد . و بعد از اندك زمانى ديگر باره به عزم شكار جرگه ، خاقان فريدون - شان متوجه صحراهاى فراهان گرديده امراى عالى مقدار و عساكر نصرت شعار و رعايا و مردم جلادت آثار مدت دوازده شبانه روز در اطراف دشت و كهسار به راندن شكار قيام نموده شاه فلك اقتدار به دستور استمرار به عزم شكار ، سوار مركب باد رفتار به ميان جرگه درآمد و در آن روز - العهدة على الراوى - چهل و پنج هزار آهو و دوازده هزار گور به ضرب سهام خون‌آشام و تيغ زمرد فام خاقان گردون غلام و عساكر نصرت فرجام بر خاك هلاك افتادند . پس از آن دو نوبت ديگر شهريار تاجور در حدود ساوه شكار افكن گرديده در

--> ( 1 ) - اين نام در متون تاريخى به صورتهاى : « قانصاو » و « قانيساو » و « قانسو » نيز آمده .