محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

206

خلد برين ( فارسى )

حيدرى ، سالك شاهراه اطاعت گسترى شده روى توجه به صوب آذربايجان نهاد . و حاكم ولايت تكه ايلى كه ملازم سلطان بايزيد قيصر روم بود چون از توجه بابا به صوب درگاه معلى واقف گرديد با چهار هزار سوار جرار ، عنان به دفع صوفيان معطوف گردانيد . شاهقلى بابا و ساير صوفيان به استقبال روميان تاخته نيران محاربه را مشتعل ساختند و به نيروى بازوى دست ولايت ارباب هدايت بر اصحاب غوايت ظفر يافته سردار آن جماعت به معركهء ميدان به قتل رسيد و بسيارى از روميان كه به قيد اسار گرفتار شده بودند به فرمان بابا معروض تيغ خونريز گرديدند . و چون خبر فتح و ظفر بابا به مريدان خاندان ولايت و كرامت رسيد از هر طرف و هر جا مكمل و مسلح به بابا ملحق شده به عزم تسخير ولايت قرامان با هم يكدل و يكزبان شدند . و چون خبر توجه صوفيان به قراكوز پاشا كه از قبل سلطان بايزيد حاكم قرامان بود رسيد با لشكرى گران عازم دفع فتنهء ايشان گرديد و بعد از تقارب فئتين و اشتعال نايرهء شور و شين كه گروهى انبوه از جانبين بر خاك هلاك افتادند در اين نوبت نيز شاهقلى بابا و صوفيان صافى طويت به فتح و نصرت اختصاص يافته عسكر روم به اتفاق قراكوز پاشا به وادى فرار شتافتند و صوفيان طريق تعاقب فراريان در پيش ، اموال پاشا و لشكريان او را به رسم غنيمت از خويش شمرده تا سيواس عنان باز نكشيدند . و چون خبر دهشت اثر شكست پى در پى عسكر آن مرز و بوم به سلطان بايزيد قيصر روم رسيد متوجه دفع و رفع فتنهء بابا گرديده خادمعلى پاشا وزير اعظم خود را با پنجاه هزار سوار جرار نيزه گذار به حرب صوفيان مأمور گردانيد . و چون شاهقلى بابا از توجه اعداء و قرب ورود ايشان خبردار شد با لشكرى كه داشت رايت عزيمت به حرب روميان و دفع فتنهء پاشا افراشت . بعد از تقارب فئتين به تسويهء صفوف و تعبيهء لشكر پرداخته هزار غلام حبشى خود را در پيش سپاه نصرت‌پناه بازداشت و ميمنه و ميسرهء لشكر را آراسته روى به