محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
201
خلد برين ( فارسى )
پرور بعد از انجام مهام انام ، داروغگى و حكومت هرات را به حسين - بيك لله تفويض فرموده در باب مراعات رعايا و زيردستان ، ابواب نصايح سودمند بر روى وى گشود . و چون ايام صيام به انجام رسيد و به كليد زرين ، هلال قفل دهان روزهداران گشوده گرديد پادشاه و الا جاه به عيدگاه تشريف قدوم ارزانى داشته به لوازم آداب و سنن روز عيد قيام نمود و بعد از مراجعت از عيدگاه به لوازم جشن عيش و عشرت آن روز سعيد اشارت فرمود . القصه قشلاق شهريار آفاق در آن زمستان در دار السلطنهء هرات اتفاق افتاده امور متعلقه به دولت پايدار در آن ديار بسيار دست داد . از آن جمله در باب امر معروف و نهى منكر به مثابهى مبالغه نمود كه جمعى از اشراف و اعيان را معروض تيغ سياست فرمود . ديگر آن كه حكام و ولات و سران و سروران معمورهء جهان جهت اقامت مراسم تهنيت فتح خراسان از اطراف و اكناف به درگاه خلايق مطاف شتافتند و به خوشدلى و شادمانى شرف تقبيل قوايم سرير سرير سلطنت مصير دريافتند . از آن جمله ميرزا سلطان اويس بن ميرزا سلطان محمود بن شهريار سعيد ميرزا سلطان ابو سعيد مشهور به « خان ميرزا » بود كه از بدخشان با پيشكش و هداياى بىكران به آستان جلالت آشيان پيوسته در باغ جهانآرا به تقبيل انامل فياض سرافراز گشت و به مؤانست و مجالست خاص ، شرف اختصاص يافته پايهء قدرش به وفور مراحم بىكران از فرق فرقدان گذشت و بعد از چند روز منشور سلطنت حصار شادمان و ختلان و بدخشان از ديوان پادشاهى به نام وى ترقيم يافته مشمول نوازشات گوناگون از انعام تاج زردوزى و كمر مرصع و اصناف تجملات سزاوار ، خوشحال و شادمان به ديار خود شتافت . همچنين جناب نقابت مآب امير نظام الدين - عبد الباقى كه در سلك احفاد حضرت ولايت مرتبت امير شاه نعمة الله - ولى انتظام داشته از آن جمله بوده كه افسر سرورى عنايت شاهى بر سر به ديار و بلاد خود مراجعت نموده .