محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

188

خلد برين ( فارسى )

طريق پيروى وى را از كف نداده با بسيارى از مردم ماوراء النهر كه طريق متابعت وى مىسپردند روى فرار به جانب مرو نهاد . و شيبك - خان گريزپا بعد از وصول جان وفا ميرزا به حصار استوار مرو با خود قرار قلعه‌دارى داده رعيت بيرون شهر را به شهر درآورد و در استحكام برج و بارهء قلعهء مرو اهتمام تمام مرعى داشته بناى آن كار را بر جد و جهد بىاندازه گذاشت . و چون خاطر از حصانت و متانت حصار مرو بازپرداخت مسرعان سبكسير به طلب عبيد خان برادرزاده و تيمور سلطان پسر خود به جانب سمرقند و بخارا روان ساخت . اخبار مذكوره در نواحى طوس به مسامع جلال خاقان بلند اقبال رسيده به هر يك از آن اخبار به فتوحات بىشمار اميدوار گرديد و به پيشانى گشاده و خاطر آزاده ، حكام و داروغگان كاردان بر محال خراسان گماشته به هر جانب روانه داشت و خود به نفس نفيس ، احرام طوف آستان ملايك آشيان ، نظم : امامى كه روبند خاك درش را * خلايق به مژگان ملايك به شهپر بسته بعد از وصول به آن بقعهء مطهرهء منوره و آن روضهء عرش درجهء سدره مرتبه به تقبيل عتبهء [ 39 ] علياى امامت و كرامت سرافرازى يافته از در اخلاص و اعتقاد به آن روضهء قدس بنياد درآمد و به لوازم طواف و مراسم زيارت پرداخته به ادراك آن سعادت ، كار دنيا و آخرت خود را ساخت . و بعد از فراغ از زيارت و نماز و عرض راز به زبان نياز به درگاه كريم كارساز ، سادات عظام و نقباى كرام و مجاوران و خدام آن سدهء سدره مقام را به جزايل احسان و انعام دلجوئى نموده هر يك را به صنوف صلات و ادرارات بنواخت . و چون نعل ابرش پريوش از شوق آن كه پاى جهان‌پيماى بر سر دشمن سركش گذارد در آتش بود رايت فيروزى آيت از مشهد معلى از راه سرخس به صوب مقصد مرحله پيما گرديد . و در اثناى توجه موكب جهانگشاى ، قراولان لشكر ظفرجام كه به حدود جام رفته بودند چند تن از سران و سروران لشكر دشمن را اسير و دستگير كرده به آستان خاقان خصم‌افكن آوردند و از تقرير ايشان فرار