محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

184

خلد برين ( فارسى )

جانب مشرق و طلوع او از حد مغرب از طلوع سهيل و آفتاب قياس كند . ديگر آن كه چون زيارت كعبهء معظمه تشريفا و تعظيما ركنى از اركان اسلام است و فرض بر همهء مسلمانان ، بايد كه تمامى راههائى را كه متعلق به راه كعبهء معظمه است ساخته و پرداخته نمايد كه عساكر نصرت مآثر داعيه نموده‌اند كه به زيارت مشرف شوند و ساورى و پيشكش طيار نمايند و سكه به القاب همايون ما در ضرابخانه موشح سازند و در مساجد جمعه به القاب جهانگيرى ما خطبه ملقب سازند و خود متوجه پايهء سرير اعلى شود و الا كه از حكم همايون نفذه الله تعالى فى مشارق الارض و مغاربها عدول و انحراف و تمرد و انصراف ورزد فرزند ارجمند دلبند سعادتمند ، ينابيع سلطنت و جهاندارى ، مبارز ظفر اقتدارى ، سياوش كاوس هوش چنان كه وارد است ، شعر : جوان و جوانبخت و روشن ضمير * به دولت جوان و به تدبير پير به دانش بزرگ و به همت بلند * به بازو دلير و به دل هوشمند ابو المبارز عماد الدين عبيد الله بهادر خان - ابقاه الله تعالى - با جماعتى از لشكريان سرحد بخارا و سمرقند و هزاره و نكدرى و غور و غرجستان به سر او خواهم فرستاد تا او را به قهر سياست مقهور سازد ، و اگر چنانچه مسخر نشود ديگر فرزند خلف نوجوان ، مقصود سلطنت دوران ، حافظ بلاد امن و امان ، قامع الكفر و الطغيان ، آن كه مركب ظفر به هر جانب كه دوانيد مقصود و كشور به فتح و فيروزى مفتتح گردانيد ، شعر : دولتش اندر ركاب و فتح استقبال او * هر كجا رو مىنهد جوق ملايك لشكرش در تك دريا نهنگ از بهر تيغش مىجهد * بيشه‌ها از شير خالى از سيوف عسكرش « 1 » ابو الفوارس تيمور بهادر سلطان را - اطال الله اعماره - با

--> ( 1 ) - در متن : « از خيوف پيكرش » .