محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
170
خلد برين ( فارسى )
ابو اسحاق رايت آفتاب اشراق شهريار آفاق به جانب دار السلام بغداد حركت فرمود . و چون خبر قرب ورود موكب مسعود به باريك مردود رسيد دفتر اظهار متابعت خاقان سكندر شان را بر طاق نسيان نهاده ابواب مخالفت و قلعه دارى بر روى حال خود گشاد و به جهت جمع آوردن ذخيره ، غلهء بسيارى بر توابع و مضافات دار السلام حواله داشت و محصلان شديد به جهت حصول و وصول آن به اطراف آن ديار فرستاد . و مقارن آن بنا بر توهمى كه از عمدهء اعاظم سادات عالى - درجات سيد محمد كمونه كه ابا عن جد در سلك اعاظم نقبا و اجلهء اشراف نجف اشرف - على ساكنيها الف الف تحية و تحف - انتظام داشت به خاطر راه داد خدمتش را مأخوذ و مقيد و در چاهى تيره و تار محبوس گردانيد . آنگاه تاج را كه افسر سر و روى و علامت نيك - اخترى وى بود از سر واكرده به اهتمام تمام ، سالك طريق نافرمانى گرديد . و چون منغلاى لشكر اقليمگشاى كه به سركردگى حسين بيك لله در مقدمهء سپاه ظفر پناه روان بود به حدود دار السلام رسيد تزلزل در اركان ثبات و قرار وى راه يافته عنان هزيمت به جانب حلب معطوف گردانيد . و روز ديگر مردم بغداد بر سر چاهى كه محبس سيد محمد كمونه بود شتافته آن يوسف مصر سيادت را از قعر چاه برآورده به اوج جاه رسانيدند و زمام انتظام مهام مملكت دار السلام را به قبضهء كفايت آن نقاوهء دودمان خير الانام داده ابواب متابعت و دولتخواهى شهريار گردون غلام را بر روى خود گشادند . و مقارن آن رايت ظفر آيت لله بيك در روز جمعه از جمعات به ظاهر بغداد رسيده در چهار باغ پير بوداق قبهء بارگاه به اوج مهر و ماه رسانيد . و سيد محمد كمونه در آن روز فيروز نخست به مسجد جامع رفته رئوس منابر را به نام و القاب همايون شهريار ربع مسكون زيب و زينت بخشيده بعد از اداى نماز و عرض نياز عازم ملاقات لله بيك گرديد .