محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
159
خلد برين ( فارسى )
اندك زمانى خلق جهانى از مملكت فارس و كرمان و عراق و آذربايجان و اران و كردستان و لرستان به معسكر ظفر نشان پيوستند . بعد از جمع آمدن لشكر ظفر اثر ، خاقان بلند اختر رفع شر اشرار ذو القدر را مطمح نظر اصابت اثر ساخته رايت جلالت و شان به صوب ارزنجان برافراخت . و چون ماهچهء رايت خورشيد آيت ، پرتو وصول بر ساحت آن ولايت انداخت و مآل حال علاء الدوله در آن مرز و بوم از هجوم لشكر قضا هجوم معلوم گرديد كه بعضى از قلاع ديار بكر را كه در آن مدت به حيطهء ضبط و تسخير درآورده بود به جمعى از ملازمان معتمد خود سپرده عنان هزيمت به صوب البستان معطوف گردانيده . و چون خبر انهزام وى به شهريار گردون غلام [ 33 ] رسيد بلا تأخير و توقف رايت عزيمت به تعاقب وى افراخته در اسرع اوقات ماهچهء علم ظفر پرچم ، سايهء وصول بر سر آن ولايت انداخت . و علاء الدوله چون از ورود موكب مسعود به آن حدود مطلع گرديد صلاح كار روزگار خود را در هزيمت و فرار دانسته جمعى از متعلقان خود را به جانب روم و گروهى را به طرف شام روان كرده خود با معدودى چند رخت اقامت به قلهء كوه درنا كشيد . و خاقان سكندرشان كه بر سبيل تعاقب بر اثر وى روان بود در اوايل تابستان به جانب البستان نهضت فرموده مراحل و منازل مىپيمود تا از حدود قيصريه كه به سلطان بايزيد قيصر روم متعلق بود عبور فرموده اصلا از مرور عساكر منصور ، تعرضى به سكان آن ولايت نرسيد و به هر جا كه مىرسيد ابواب عدل و احسان بر روى ساكنان آن ديار و بلاد مفتوح مىگردانيد تا كنار رود البستان محل ورود موكب ظفر نشان گرديد . و شهريار جهان ، لله بيك را با فوجى از غازيان به كنار آب جهان روان فرمود تا به جهت عبور لشكر منصور ، معبرى پيدا كرده لشكر ظفر اثر از آن معبر بگذرند . لله بيك گذار پيدا كرده از آب عبور و در آن حوالى نزول نمود و اكثر غازيان به تحصيل عليق چهارپايان در اطراف آن ولايت متفرق و پريشان بودند كه مقارن آن ساروقپلان