محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

1

خلد برين ( فارسى )

[ ديباچه ] . . . گاهى كه دامن فرصتى به دست مىآمد همان پاى طلب را در شاهراه حصول مطلب ، گرم تكاپو مىنمود و افتان و خيزان خود را به سر منزل مقصود مىكشانيد تا رفته رفته ديدهء ديد و چشم اميد ، محو تماشاى بهشتى لعبتان جهان شناخت گرديد و دست تمنا به دامن وصال بسيارى از پريچهرگان حجال خيال رسيد . و با آن كه پيوسته گوهر كش لآلى منظوم و منثور بود در قلمرو خط نيز كه كليد قفل بستگى كار اهل قلم است فى الجمله نافذ فرمان گرديد و اين امر شگرف را به جائى رسانيد كه دستى كه در دفتر بشكسته بسته قلم شكسته خو كرده بود قدم جرأت به معركهء گوهرنگارى گذاشت و سره خطى قلم علم رقم نويسى در ميدان امتياز افراشت و به تقريب اين و الا - خدمت ، سالها فرمانفرماى سواد اعظم خدمتگزارى بود تا به وسيلهء اين نيكو بندگى منظور نظر تربيت ولى نعمت و پادشاه و مرشد و خداوندگارى كه خاك پايش تاج سر سلاطين روى زمين مىشايست كه ديده به مدارج ترقيات گوناگون رسيد ، قطرهء ناچيز بود درياى بىكران شد ، ذرهء بىبها بود خورشيد عالم آرا گشت ، در اين و الا پايگى