محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

138

خلد برين ( فارسى )

زمين ، غازيان ظفر قرين از ممر آبى كه از پايان حصار مىگذشت عازم تسخير آن قلعهء متين گشتند ، و پيشتر از تمامى دلاوران معركهء گيرودار ، شير بيشهء پيكار محمود بيك قاجار به تنهائى بر بارهء آن حصار استوار برآمده رستمداريان بىنام و نشان را متفرق و پريشان ساخت و بهادران قلعه‌گشا از راهى كه آن نهنگ درياى وغا بر فراز حصار برآمده بود هجوم آورده شهر بند نخست را به حيطهء تسخير درآوردند . و محصوران از هول جان به نارين قلعه گريزان شده فرياد الامان برآوردند . و على كياى ضماندار دست توسل به دامن التفات نجم بيك زرگر زده خدمتش را عذرخواه گناه خود گردانيد ، و به شفاعت آن فدوى اخلاص آئين ، درياى مرحمت خاقان جرم‌بخش خطاپوش به جوش آمده از خون وى و رعايا و متوطنان حصار درگذشت . اما فرمان و الا به قتل عام سپاهيان قلعه‌دار نافذ گشت و روز ديگر كه غرهء ماه ذى القعده بود علىكيا ترسان و هراسان از قلعه بيرون آمده به شرف آستان بوس مشرف گرديد و كليد قلعه را به نظر انور پادشاه هفت كشور رسانيده مراحم خسروانه رقم عفو و اغماض بر جرايد جرايم وى كشيد . اما چون قهرمان قهر ، به قتل عام ساير سپاهيان فرمان داده بود غازيان ظفر نشان تيغ قلعه - گشائى از نيام انتقام برآورده تمامى آن جماعت را معروض تيغ سياست گردانيدند . بعد از تسخير حصار فيروزكوه شهريار و الا شكوه همت و الا به دفع شر حسين كيا كه در قلعهء استا تحصن اختيار نموده رايت اقتدار افراخته بود گماشت و رايت عزم خسروانه به استيصال آن گريزپاى سر به هوا و تسخير قلعهء استا افراشت . ذكر فتح قلعهء استا و قتل حسين‌كيا پيش از ظهور شعشعهء آفتاب دولت اين مهر درخشان اوج جهان‌ستانى در هر سر هوائى و در هر دل سودائى به هم رسيده روز گرم بازارى خيال خام پختن بود . حسين كياى چلاوى نيز كه در