قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

663

خلاصة التواريخ ( فارسى )

جهت آن اعليحضرت كه بر [ 493 ] ضمن احكام مطاعه « 1 » زند ترتيب يافته و اصفهان به تيول آن شاهزادهء كامران مقرر گشته بود . حسين بيك نبيرهء خواجه شجاع الدين شيرازى كه خالوى « 2 » نواب عليقلى خان گوركان شاملو بود - او را وزارت « 3 » نواب جهانبانى گيتى ستانى دادند و مولانا افضل منجم قزوينى « 4 » كه سابقا سمت خانه خواهى « 5 » نواب عليهء عاليه « 6 » داشتند و نواب عليهء عاليه قبل از آنكه به حرم محترم رود در منزل وى مى « 7 » بودند و خدمات شايسته به تقديم رسانيده بود « 8 » ، در ملازمت نواب مهد عليايى تقرب تمام يافته ، آنچنان صاحب دخل و مشورت « 9 » شده بود « 10 » كه هيچ مهمى بىراى و صوابديد او صورت نمىبست . و منصب صدارت را به نواب مير شمس الدين محمد خبيصى « 11 » كه از ولايات « 12 » كرمان بود ، غايبانه مرحمت كرده ، حكم اشرف دادند كه نواب مرتضى ممالك اسلام مير غياث الدين محمد ميرميران به كس خود داده از عقب وى ببرد . « 13 » باعث بر صدارت وى آنكه در حينى كه شاه سكندرشان از دار السلطنهء هرات به دار الملك شيراز مىفرمودند « 14 » ، سيادت و صدارت پناه مشار اليه به ملازمت اشرف رسيده خدمات پسنديده بجاى آورده بودند . چون حالات و استعداد و قابليت « 15 » و جامعيت نواب مير بر شاه بىنظير ظاهر « 16 » شده ، در آن اوان بر زبان الهام بيان گذرانيده بودند كه چون به خدمت شاه بابام مىرسم ، شرح حالات ميرزا خاطرنشان نموده ، منصب صدارت كه مناسب به احوال ايشان دارد مىگيرم ، « 17 » اتفاقا خود « 18 » به عمل نيامد صدارت خود بدان حضرت شفقت فرمودند « 19 » و منصب قضاى عسكر را به نواب شاه مظفر الدين على انجو كه از اعاظم سادات و « 20 » نقبا و اكابر شيراز است شفقت فرمودند . در ايامى كه شاه سكندر سپاه در شيراز بسر مىبردند ، مشار اليه خدمات پسنديده به تقديم رسانيده « 21 » بودند و از محرمان و مخصوصان ايشان بودند ، مقرر گشت كه تا آمدن صدارت پناه مشار اليه ، وى رقم سيور غالات و مناصب شرعيه داده ، مهر توقيع بر ضمن احكام همايون بزنند و مهمات شرعى و وقفى را موقوف نداشته ، بگذارنند و مواجب قاضى عسكر كه تا در آن زمان سى تومان بود ، به جهت خاطر وى به صد تومان قرار دادند و منصب انشا « 22 » را به خواجه ملك « 23 » محمد خواهرزادهء خواجه اختيار « 24 » منشى هروى كه سبق « 25 » خدمت به نواب كامياب داشت « 26 » مرحمت فرمودند

--> ( 1 ) - م : ندارد ( 2 ) - ن : ندارد ( 3 ) - م : از وزارت ( 4 ) - ب : قزوين ( 5 ) - ن : خوانخواهى ( 6 ) - ن : ندارد ( 7 ) - م ، ن : « مى » ندارد ( 8 ) - ب : بود و ( 9 ) - ن : مشهور ( 10 ) - م ، ن : « بود » ندارد ( 11 ) - ب : خيص . ن : ندارد ( 12 ) - ب ، م ، ن : ولايت ( 13 ) - ب ، م ، ن : برد ( 14 ) - م ، ن : مىفرمود ( 15 ) - ن : قابليت مير ( 16 ) - ن : شايع و ظاهر شده بر زبان ( 17 ) - ب ، م : مىگردم ( 18 ) - ب ، ن : آن خود ( 19 ) - ب : نمودند . ن : فرموده ( 20 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 21 ) - م : رسانيد ( 22 ) - ن : ايشان ( 23 ) - ن : محمد ملك ( 24 ) - ب ، م ، ن : اختيار الدين ( 25 ) - ن : پيش خدمت ( 26 ) - ن : بود