قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

659

خلاصة التواريخ ( فارسى )

موضع قومشه مضرب خيام سرادقات جاه و جلال گشته از دار السلطنهء اصفهان تمامى سادات و اكابر و اعيان با تحف و پيشكش فراوان در آن منزل به شرف ملازمت اشرف سرافراز شدند ، عنايت خسروانه شامل حال هر يك از آن جماعت فرموده « 1 » به نوازشات بىغايات « 2 » مفتخر گشتند « 3 » . روز ديگر نزول اجلال به موضع مهريار نموده ، بعد از آن داخل شهر گشتند [ و به ] دولتخانه كه موسوم به باغ نقش جهان است و در لطافت هوا و عمارت رشك باغات عالم است فرود آمده ، آن منزل را رشك فردوس برين ساختند . « 4 » بعد از چند روز كه آنجا بسر بردند ، عنان عزيمت به جانب كاشان از راه نطنز معطوف ساختند و روز يكشنبه « 5 » دهم شهر ذى قعدهء سنهء مذكوره به ظاهر شهر مذكور نزول اجلال فرمودند . اعيان آنجا [ 490 ] پيشكشها « 6 » كشيده از كاشان به جانب مدينة المؤمنين قم در حركت آمدند . روز پنجشنبه چهاردهم ذى قعده ، حيدر سلطان حاكم آنجا با سادات و اعيان استقبال موكب همايون نموده ، شاه سكندرشان به شوكت هر چه تمامتر به شهر « 7 » داخل شده در دولتخانهء آنجا نزول فرمودند « 8 » و نواب عليهء عاليه سلطانم والدهء خود را - كه قرب چهل سال بود كه در قم ساكن شده بود - او را برداشته به دولتخانه بردند و « 9 » نهايت تعظيم و احترام او بجاى آوردند و همچنان او را همراه به قزوين بردند . شاه عالم‌پناه ده روز در قم توقف فرموده ، بعد از آن به زيارت آستانهء « 10 » مقدسهء منورهء سميه ، سيدة النساء فى العالمين سرافراز گشته ، وداع آن آستان « 11 » عرش نشان نموده ، روز دوشنبه بيست و پنجم شهر مذكور متوجه قزوين گشتند . « 12 » در « 13 » خطهء قم حكم همايون به نفاذ « 14 » پيوست كه محمدى خان استاجلو باسپا خود محافظت خزانهء عامره نمايد « 15 » و نگذارد « 16 » كه احدى از جماعت تركمان « 17 » و چرا كسه « 18 » به محافظت خزانه مشغولى نمايند . از ورود « 19 » اين حكم ، امير خان موسيلو با سپاه « 20 » بىكران از تكلو و تركمان جمع آورده به حمايت « 21 » شاهزاده پريخان خانم اراده نمود كه محمدى خان را از آن خدمت مانع آيد « 22 » . مشار اليه نيز به اتفاق ايالت‌پناه پيره « 23 » محمد خان استاجلو لشگر گران جمع آورده ، آهنگ جدال و قتال نموده ، « 24 » چند « 25 » روز از جانبين هر دو لشگر پرشور و شر مترصد جنگ مىبودند . نواب « 26 » سيادت‌پناه مجتهد الزمانى مير سيد حسين كه در دار السلطنهء قزوين تشريف داشتند ، جمعى از صلحا و ريش سفيدان به نزد

--> ( 1 ) - ن : شده . م : ندارد ( 2 ) - ن : « بىغايات » ندارد ( 3 ) - ن : گشتند و ( 4 ) - م ، ن : مىساختند ( 5 ) - ن : شنبه با ( 6 ) - م : بار پيشكشها ( 7 ) - م ، ن : « به شهر » ندارد ( 8 ) - ن : فرمودند و ( 9 ) - ب ، م : « و » ندارد ( 10 ) - ن : آستانه منوره سيدة النساء سر افراز گشته ( 11 ) - ب ، م : آستانه ( 12 ) - م ، ن : « گشتند » ندارد ( 13 ) - م : و در ( 14 ) - ب ، م : « به نفاذ » ندارد ( 15 ) - ب ، م ، ن : نمايند ( 16 ) - ب ، م : نگذارند ( 17 ) - ب : تركمانان ( 18 ) - ن : « چرا كسه » ندارد ( 19 ) - مز ، ب : درد ( 20 ) - م : سپا ( 21 ) - ب ، ن : به جانب ( 22 ) - م ، ن : آيند ( 23 ) - ب : پره ( 24 ) - ن : نمود . م : ندارد ( 25 ) - ب ، م ، ن : هرچند ( 26 ) - م ، ن : « قواب سيادت‌پناه » ندارد