قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

641

خلاصة التواريخ ( فارسى )

در شهور « 1 » سنهء اربع و ستين و تسعمائه روانهء خراسان ساختند و حكم و فرمان آن شاهزادهء عالميان از هرات و سيستان تا حوالى سمنان بر امراى آن حدود نافذ بود . امرا و اعيان به نوعى كه با شاه « 2 » سكندرشان سلوك مىفرمودند ، يك سر مو نسبت به وى از آن قاعده و آداب تجاوز نفرمودند . تاج و ساروق به خلعت مىدادند . چون حكومت نواب ميرزايى را قرار دادند ، به خاطر انور رسيد كه با وجود ميرزا و تيول « 3 » همچو مشهد مقدس ، وى را وزيرى در خور است كه به سلامت نفس و كم طمعى و تقيد و « 4 » پرهيزگارى و امانت و راستى و فضايل و كاردانى موصوف باشد . بعد « 5 » از تأمل و تفكر قرعهء آن خدمت به نام والد ماجد مؤلف ميرمنشى انداختند . بيت « 6 » : برو بود اعتماد « 7 » كلى شاه * كه باشد محرمش در گاه « 8 » و بيگاه وزارت نواب ميرزايى « 9 » را به وى شفقت كرده ، زمام اختيار و « 10 » قبضهء اقتدار جزوى و كلى آن حضرت را با سهام ملكى و مالى آن ولايت به وى ارزانى داشتند ، و خلاع فاخره « 11 » با تاج و ساروق كه « 12 » در آن اوان « 13 » قورق « 14 » بود ، بعد « 15 » صدور عظام و متوليان مشهد مقدسه « 16 » و دار الارشاد طيبه به ديگرى نمىدادند « 17 » ، از روى عنايت مرحمت كردند و به مشافهه عليه بر زبان الهام بيان گذرانيدند كه نيك و بد « 18 » مهمات وى را از تو مىدانم « 19 » و به نواب ميرزايى فرمودند كه ميرمنشى را ريش سفيد در خانهء تو ساختيم بايد كه از سخن او بدر نروى كه رضاى او موجب رضاى ما است و مقضى المرام شاهزادهء عاليمقام روانه آن آستانهء « 20 » عرش منزلت شدند و مدت هشت سال تمام به عيش و كامرانى و فرح و خوشدلى در آن مكان عرش مكان « 21 » اوقات به « 22 » طاعت و عبادت و زيارت و دعاى پادشاه ثريا منزلت به كسب فضايل و كمالات و اكتساب هنر و حيثيات اشتغال داشتند و در رعايت رعايا و كافهء برايا يك سر مو فرو نمىگذاشتند . بعد از حكومت مشهد مقدسهء متبركه به سركردگى « 23 » ساير ميرزاها و امرا بر سر هرات رفته تسخير آنجا نمودند و از آنجا بر سر ابو الخان ازبك به « 24 » باورد رفتند . حكومت قائين و توابع ، يكسال و كسرى « 25 » بديشان [ 477 ] تعلق داشت . بعد از آن يك بار به دارايى و حكومت مشهد مقدسه سرافراز گشتند . در اين مرتبه دو سال در آن بلدهء عديم المثال اقامت داشتند . بعد از آن « 26 » خاطر اشرف

--> ( 1 ) - شهو ( 2 ) - ب ، م : پادشاه ( 3 ) - م ، ن : به تيول مشهد مقدس ( 4 ) - ن : « و » ندارد ( 5 ) - م : و بعد ( 6 ) - م : ندارد ( 7 ) - م : اعتمادى ( 8 ) - ب : درگا ( 9 ) - م : ميرزايى به وى را قرار دادند و زمام . ن : ميرزايى به وى قرار دادند و زمام ( 10 ) - ن : در ( 11 ) - مز ، ب : فاخر ( 12 ) - ن : « كه در آن اوان قورق بود » ندارد ( 13 ) - م : « اوان » ندارد ( 14 ) - ب ، م : قاروق ( 15 ) - م : بعد از ( 16 ) - م ، ن : مقدس ( 17 ) - م : نمىداند ( 18 ) - ب ، م ، ن : بدى ( 19 ) - م ، ن : مىدانيم ( 20 ) - ب ، م ، ن : « آستانه » ندارد ( 21 ) - م ، ن : آشيان ( 22 ) - نسخه‌ها : به حد ( 23 ) - ن : « به سر كردگى » ندارد ( 24 ) - ن : « به » ندارد ( 25 ) - ن : كثرى ( 26 ) - ب ، م : « آن » ندارد