قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

623

خلاصة التواريخ ( فارسى )

كرده « 1 » تاج مرصع و جيقهء [ 464 ] مرصع و كمر مرصع و چهارقب و قباى زربفت به دو عنايت كردند و امير اصلان بيك افشار كه از فدويان « 2 » درگاه بود روانهء شوشتر گردانيدند « 3 » و چون به مسامع عز و جلال رسيده بود كه از متوليان « 4 » امور شرعيه و اوقاف ممالك محروسه عموما و آذربايجان خصوصا خيانتها صادر شده همگان را معزول فرموده توليتها « 5 » مخصوص به خود ساخته نواب تعيين فرمودند . و « 6 » هم در آن اوان انشاى « 7 » ديوان اعلى را كه جمعى در عزاى آن بودند به ميرزا محمد « 8 » كه در آن فن عديل خود نداشت تفويض فرمودند و در 23 « 9 » ماه ربيع الثانى سنهء مذكوره ميرزا شكر اللّه را وزير ساختند و سيادت پناه امير شاه غازى را كه از سادات حسينى اصفهان « 10 » بود مستوفى گردانيد ميرزا هدايت اللّه را ناظر دفترخانهء همايون نمودند و « 11 » ميرزا شكر اللّه به تاج ساروق و خلاع فاخره سرافراز شد « 12 » . و هم در اين روز سارولاجين و اللّه قلى بيك اولاد « 13 » شاهقلى سلطان استاجلو به دست غازيان به قتل آمدند . و هم در اين روز ( حكم مطاع به نفاذ پيوست كه اويماق استاجلو و قاجار و ورساق و باى برد لو كشيك نيايند ) « 14 » . هم در اين روز اولاد امجاد ايالت پناه حيدر بيك ترخان حاكم قم ، ابراهيم بيك به منصب جباچى و ادهم بيك به منصب قيچاچى سرافراز شدند و « 15 » اسلمش بيك ولد شاهرخ خان ذو القدر كه در قلعهء اصطخر محبوس بود قيجاچى باشى شد « 16 » و اكثر امرا در اين روز به خلعت شاهانه سرافراز گشتند و حضرت ابو المعصوم ميرزا موسيلو قوم نيز كتابدار شد . چون شاه « 17 » همايون از بودن منزل خلفا دلگير شده ، درين روز به دولتخانهء مباركه آمده « 18 » چون به درب اعلى كه « 19 » آله قاپى گويند رسيدند ، پياده شده آستانه را بوسه دادند و پياده به درون رفتند و شروع در تصرف منازل امراى پريخان خانم كه در حوالى دولتخانه بود نمودند و تغيير و تبديلات بسيار فرمودند « 20 » . در روزى « 21 » از روزها كه شاه عالم « 22 » آرا اكثر منازل شاه جمجاه را فرود آورده تل خاكى شده بود ، به نواب سلطان ابراهيم ميرزا خطاب فرمودند كه ( اينها را چون خراب نمودم ؟ نواب ميرزايى در جواب فرمودند « 23 » ) كه بلى اگر سلاطين روم و هند و ازبك بر اين مىشدند اين كار نمىتوانستند « 24 » كرد . و هم در روز بيست و پنجم شهر مذكور نواب سلطان ابراهيم ميرزا پابوس منصب ديوان بيكى « 25 » كرده مهر بر

--> ( 1 ) - م ، ن : « كرده » ندارد ( 2 ) - ن : قديمان ( 3 ) - ن : كردند ( 4 ) - م : متواليان ( 5 ) - م ، ن : توليها . ب : توليتها را ( 6 ) - م : « و » ندارد ( 7 ) - م : انشاء و ( 8 ) - م ، ن : محمد ( 9 ) - م : بيست و سيم ( 10 ) - م : ن اصفهانى ( 11 ) - م : « و » ندارد ( 12 ) - ن : شده ( 13 ) - م ، ن : و اولاد ( 14 ) - ب ، م ، ن : بين الهلالين بعدا آمده ( 15 ) - ب ، م ، ن : و هم در اين روز حكم جهان مطاع به نفاذ پيوست كه اويماق استاجلو و قاجار وباى بود ( 16 ) - ن : شده ( 17 ) - ن : نواب ( 18 ) - م ، ن : آمده ايشان ( 19 ) - م ، ن : « كه » ندارد ( 20 ) - م ، ن : نمودند ( 21 ) - ب ، م : روزى كه ( 22 ) - ب ، م ، ن : عالم پناه ( 23 ) - مز : بين دو قلاب را ندارد . از نسخه ب اضافه گرديد . ن : اينها را خراب نمودند نواب ميرزايى در جواب فرمودند كه ( 24 ) - م : نمىتوانست ( 25 ) - ب : ديوان يكى