چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )
19
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )
مىبردند . مأمورين هراتى نسبت به افراد قندهارى حسادت مىورزيدند و از ملاقات آنها با من ممانعت به عمل مىآوردند . به همين علت نيز آنها طى پيغامى به من گفته بودند كه حاضر نيستند بدون انجام خداحافظى آن محل را ترك گويند . عاقبت همين كار را نيز كردند و به قول خود وفادار ماندند . اين رفتار از علاقهاى كه آنها نسبت به ما داشتند ناشى مىشد و بايد اضافه كنم كه هر كجا به افراد نظامى افغان برخوردم مورد احترام و لطف آنها واقع شدم و حتى يك مورد از بىمهرى و دشمنى كه در طول جنگ با آن مواجه بوديم ، مشاهده نكردم . تا آنجا كه مىتوانم قضاوت كنم بايد بگويم در نيروهاى نظامى افغان علاقه شديد به دوستى با بريتانيا احساس مىشود و زمينهء آن نيز روزبهروز در حال گسترش و تحكيم است . مردم عادى نيز نظر نسبتا خوشى نسبت به بريتانيا دارند و به نظر مىرسد كه كينه و دشمنى ناشى از شكستى كه متحمل شدند و ما مسبب آن بوديم به كلى در حال فراموش شدن است . اين تمايل و احساس هرچه به سمت شمال پيش مىرويم بيشتر قابل لمس است . براى مثال در قندهار مردم خيلى كم راجع به روسها مىدانند و مىانديشند . آنها تاكنون فقط در مورد روسها شنيدهاند و هيچگونه برخورد مستقيمى با آنها نداشتهاند . در سير به سوى شمال اين روند دچار تغيير و دگرگونى مىگردد و شكايتها و نارضايتى مردم از دولت روسيه بيشتر آشكار مىشود . من به كرّات از افغانها اين گفته را شنيدهام كه اگر قرار باشد كه ما تحت سلطهء يك قدرت اروپايى باشيم ترجيح مىدهيم كه آن قدرت ، كشور شما باشد . در جواب من كه مىپرسيدم چرا ؟ مىگفتند : با شما لا اقل زنهاى ما ايمنى دارند حال آنكه با روسها وضع چنين نيست . شك ندارم انضباط و مقرراتى كه بر ارتش ما در طول جنگ با افغانستان در سالهاى 81 - 1879 م . حاكم بود چنين طرز فكرى را در آنها پديد آورده است تا آنجا كه همگان قبول دارند در طول دو سالى كه افغانستان را در اشغال داشتيم حتى يك زن نيز توسط سربازهاى ما ، مورد بىاحترامى و اهانت واقع نشد چه رسد به اينكه مورد تجاوز قرار گيرد . حال آنكه طبق آنچه افغانها مىگويند . تركمنها به شدت از اين مسئله كه زنهايشان گاهوبيگاه مورد اهانت و تعقيب سربازان روسى قرار مىگيرند عصبانى و نارحت هستند . زمانى هم كه آنها مىخواهند شكايت خود را علنى سازند و اعتراض نمايند كمترين محلى به آنها گذاشته نمىشود . در هرات متوجهء اين نكته شدم كه نظاميان علاقهء شديد دارند تا همگى لباس واحد و متحد الشكل داشته باشند . تقريبا همهء نظاميان توانسته بودند به نحوى يك كت كهنه قرمز انگليسى را براى خود دست و پا كنند . با اين حال هر هنگ شلوارى به رنگ مشخصهء خود داشت كه از پارچهاى نازك تهيه مىگرديد . به عنوان يك قانون و قاعدهء كلى امير به