مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )

36

خاطرات و خطرات ( فارسى )

از بيست پله بغل كرده بالا ميبرد و پائين مىآورد و در پرستارى او دقيقه‌اى فروگذار نمىكند ، شايان تقدير است و لايق تقليد . البته همهء كسالتهاى معده از ترشى يا عدم ترشى نيست ، بايد بمراقبت معلوم شود كه چيست . گاهى اختلال معده سبب تپش قلب مىشود ، چنان كه در اخوى حسينقلى خان مخبر الدوله واقع شد و دكتر آلبو معالجهء معده كرد . مدتى موضعى از تهيگاه من طرف راست درد ملايمى ميكرد نزديك اعور باتفاق از خوردن آب خوب شد ، و معالجات اطباء ثمر نميبخشيد من عادتا آب بسيار كم ميخورم ، اتفاق افتاد در تابستان يك دو نوبت آب خوردم و آنچنان بود كه متأهل شده بودم . تابستان بود دايه خانم كه غالبا در خانه‌ها هست و فرمانفرما است . بعد از ناهار سينئى حاوى تنگ آب و شربت و ظرفى يخ كنار اطاق ميگذارد رؤيت آن سينى و محتويات محرك بود و مفيد واقع شد . هنوز گاهى درد پيدا مىشود ، بارغبت يا بىرغبت آب ميخورم ، رفع مىشود . شبهه نيست كه در طب پيشرفت‌هائى شده است ، از تجارب قدما استفاداتى كرده‌اند و هنوز ميكنند . غالبا از نباتات مجرب جوهر ميسازند و بمقادير كمتر به كار مىبرند . از وسايل جديد ( برق ، عكس ) كمك ميگيرند ليكن پيشرفتى كه در جراحى شده است در طبابت نشده است . مريض لوحهء مشق طبيب است . تركيبهائى كه ساخته‌اند ندرتا مفيد واقع مىشود و وسيلهء تجارت است ، بسيار امتحان كرديم و نتيجه نديديم . در طبابت سروكار طبيب با مزاج مريض است ، اين است كه اطباى مأنوس بطبع خانواده‌ها راه معالجه را بهتر بدست ميآورند و كمتر نسخه عوض ميكنند . طبابت كمك طبيعت است قوت مزاج دفع مرض مىكند . در جراحى علت متوجه موضعى است و غالبا مايهء فساد را مىشود قطع كرد . جهانگير خان وزير صنايع پايش شقاقلوس گرفت معالجات ثمر نبخشيد ، حكيم‌باشى تولوزان و غيره از اطباى معروف مصمم قطع موضع فساد شدند و حاضر براى عمل ، زنها جنجال كردند كه از ميرزا حسن جراح هم استعلاج شود ، تولوزان دست نگاه داشت . ميرزا حسن را آوردند گفت من يازده روزه پا را معالجه ميكنم البته اين حرف به گوش دكترها سنگين آمد . در معارضه دكتر تولوزان عصبانى شده ، پدرسوخته‌اى هم به سيد حسن گفته بوده است . بهرحال معالجه را به سيد حسن باز ميگذارند سه نوبت زالوى بسيارى روى پا ميريزد ، سپس روغنى به پا ميمالد و روز يازدهم كه دكتر تولوزان مىآيد پا خوب شده بوده است . دكتر در جبران تعرض ميگويد پدرسوخته من و دويست تومان هم به سيد حسن از خودش ميدهد . محاسب الممالك گفت يكى از آشنايان سرتاپاى بدنش ورم ميكرد ، معالجهء بسيار كردند مفيد واقع نشد . در همسايگى آش شلغم پخته بودند ، بوى آن ميآمد ، مريض از آن آش ميل كرد ، قدرى آوردند خورد ، فى الجمله بهبودى حاصل شد ، تعقيب كردند بطورىكه خوراك او منحصر شد به شلغم و ورم به كلى رفع شد . مردم صحرائى ( فيوج ) بخصوص تجربياتى دارند كه قابل تعقيب است . حكيم موسى براى چشم شياف دوغ به كار ميبرد . دوغ ترش را روى روى ميريختند لكتات دو زنگ بدست ميآمد . امروز سولفات دو زنگ معمول است . هنوز كل تجربيات بشر بدفتر نيامده است . ابو القاسم خان پسر مخبر الدوله اخوى كچل شد . دكتر معالج تعهد معالجهء بيست روزه كرد روزى سه تومان هم حق العلاج ميخواست . نسخهء اولش هم ده تومان تمام ميشد ، ميرزا مهدى كاتب كه تحفة الافاق را مينوشت حاضر بود گفت اگر سر بدهشاهى علاج شود عيبى دارد ؟ گفتم نه . در شيشهء گلابى بدون اتيكت و لفافهء رنگين منقش ، روغن سياهى آورد بسر بچه ماليدند و خوب شد . ميرزا مهدى مرحوم شد . در وزارت فرهنگ به سليمان ميرزا گفتم نسخهء آن روغن را از بچه‌هاى مهدى بخريد ، نخريدند ، خودم خريدم و بدكتر مهدى صلحى دادم استفاده كرد و در اگزما - ها ( امراض جلدى ) مفيد افتاد . نسخه را ياد ميكنم :