مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )

مقدمه 27

خاطرات و خطرات ( فارسى )

بنام فروزندهء ماه و مهر در نوشتن خاطرات يا گزارش احوال غالب مطالب پس‌وپيش مىافتد ، در اصل منظور مؤثر نيست . در سخن ترتيب و آدابى مجو * هرچه ميخواهد دل تنگت بگو اگر بعضى حكايات منضمه به شرح احوال مستقيما مربوط نيست ، باز بوجهى اصطكاك دارد و خالى از فوايدى نيست ، قدرى تاريخ يا شمه‌اى از پيش‌آمدها رنگ و روئى بمطلب ميدهد بر من چه گذشت ، براى خوانندگان گرامى اهميتى ندارد . اهميت در گزارشات و پيش‌آمدها است . آنكه تأليفى بهر عنوان كند * ذوق خود را در ترازو مينهد در ترازوى پسند مشترى * بىگمان شاهين گهى سر مىزند زندگى يك سلسله زحمت و راحت است ، هردو پيش ميآيد ، نه خود را بايد باخت نه بواهمه قصور ساخت . بسا زشتى بزيبائى كشيده است و زيبائى به زشتى ، فكر انسان بهشت و جهنم او است بسته به آنكه ذمه پاك باشد يا آلوده . اى برادر تو همين انديشه‌اى * مابقى تو استخوان و ريشه‌اى وقتى گفته‌ام : جلوهء زيبائى است اين اساس * وندرين جلوه توئى زيباشناس جان خود را سعى كن زيبا بدار * هر دمت زيبائى آيد آشكار مكتوبات پدرم نصايحى است كه به كار آيد و مكتوبات اخوى حاشيهء احوالات كه بصيرت افزايد . در ترجمهء احوال غالب ديده و شنيده را به ياد ميآورند مانع ندارد كه از خوانده نيز چيزى بنگارند . از سنهء 1297 قمرى كه از برلن برگشتم معلومات خودم را كم‌مايه ديدم بمطالعه در هر باب بتكميل آن كوشيدم تا امروز كه 20 دى 1326 شمسى است در كار بودم يا نبودم قلم را كنار نگذاردم ، اگر از خرمنى خوشه‌اى يافتم آگاهى آيندگان را توشه برنگاشتم كه در افكار امم و تاريخ باستان و رسايل ديگر ياد كرده‌ام . دوره‌اى بود پرتشويش و اينك از همه‌وقت بيش ، بقول جمال الدين عبد الرزاق : در قيامت ظلم صورت مىنبندد ورنه من * گفتمى اينك قيامت نقد و دوزخ آشكار غالب نصيحت كرده‌اند كه در تاريخ تعصب نبايد داشت و حقايق را بايد نگاشت مذهب سياسى را فداى حقشناسى كرد و گفته‌اند زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد . از من گذشته است عنقريب سروزبانى باقى نخواهد بود اگر راست بنويسم گروهى بدشان مىآيد و اگر دروغ بنويسم خودم بدم مىآيد . چكنم زشت و زيبا ، دروغ و راست بسيار نوشته‌اند و همه خوانده مىشود مميز صحيح و سقيم كيست ؟ اوراقى بيحساب بچاپ رسيده است از روى بىاطلاعى يا غرض ، حق و باطل بهم بافته‌اند و افكار را آشفته‌اند دروغ و تهمت بسيار گفته‌اند به هفت رنگ درآمده‌اند غالب بيرنگ يا نيرنگ ، حرارتها كرده‌اند همه برودت . من آنچه را صحيح دانسته‌ام مينويسم تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال و انشاء اللّه از خط اعتدال تجاوز نخواهم كرد .