مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )
مقدمه 21
خاطرات و خطرات ( فارسى )
درآمد يكى تاريخ مينوشت واقعهاى در نظرش اتفاق افتاد ، دوستان در ملاقات ، مختلف روايت كردند ، كتاب خودش را در آتش انداخت گفت همهء روايات از اين قبيل است . از طرف ديگر گفتهاند دروغى نيست كه از راستى بنيان نگرفته باشد . ملا گويد : كى دروغى قيمت آرد نى زر است * اندر عالم هر دروغ از راست خاست اگر من كمتر بحواشى رفتهام براى احتراز از روايات نابكار است ! شايد معاصرين طرز مرا ايجاز مخل بدانند ، اگر بحواشى مىرفتم آيندگان اطناب ممل مىخواندند . در مجلهء يادگار خواندم كه كتاب نداريم ، كتاب بسيار داريم كتابخوان نداريم از ادب بسيار ميگويند و مشترى بىادبىاند .