حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
628
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
و تعادل كند . امين الدوله گويا خيال توقف در شام و بيروت و لبنان را دارد . على الحساب بنهكن با عيال و اولاد به تفليس رفت ؛ از آنجا پسرش را با عيال مىفرستد جبل لبنان و خودش بعد از گردش مختصرى به آنجاها خواهد رفت . خيرنديدهها جلوى خيال مرا سد كردند ، تا تقدير چه باشد . پنجشنبه 12 جمادى الاول 1321 قمرى هو فرزند مكرم پاكت بيست و دوم ربيع الثانى ، روز دهم جمادى الاول در شهر بودم رسيد . از صحت مزاجت مشعوف شدم ؛ اگرچه ، به واسطهء مرگ ناگهانى وحيد الملك بيچاره ، افسرده بودم و هستم . به من بسيار بد گذشته است ؛ ولى وقتى كه انسان ملاحظهء حادثهء ناگوارتر را بكند ، جاى شكر باقى است . از حالات شما خبر دارم و غفلت نكردم . جناب مستطاب وزير هم آمد اينجا ، سهام الدوله و حاج معين ، حضور داشتند ؛ هرچه گفتنى است ، گفتم و همه را به قيود قسم ، تبرى جست و تعهدات كرد . وسيلهاى كه در مقابل در دست او بود ، همان كاغذى است كه معز الممالك به ناصر نوشته است ، چون پناهندهء كارگزار شده است . حالا كه وحيد الملك جوانمرگ هم رفت ، بايد ميرزا نصر الله را هم كفالت كنم . معلوم نيست پسر زال هم رفتن عراق عربم را قبول كند ؛ به واسطهء آنكه از مخالفت ملاهاى آن صفحات ، تشويش دارد و حال آنكه از وجود آنها ، به واسطهء نفاق ميان علماى اينجا ، ابدا نفع و ضرر ، هيچ يك تصور نمىشود . در اين ميانه ، من از مقصود خودم كه نبودن در خاك ايران است ، محروم ماندم . انشاء الله بطور دلخواه ، هرطور هست تا اوايل ميزان و عقرب مىروم . ملك التجار مردود است ؛ او را در فتنهء تبريز و اين فرمايش علماى عتبات ، دخيل مىدانند . شيخ آسيد محمد و پسر امام و سلطان ، كارشان به من سپرده شده است ؛ من هم بدين واسطه ، ديگر با شيخ مراوده ندارم . امروز در قلمرو دل ، دست ، دست خلفاى ثلاثه است : دو برادر و مشير الدوله . زور پسر زال هم بر مخالفت با آنها نمىرسد ، ناچار تملق مىكنند . نصر السلطنه هم حكما به سمت جنوب با يك استعدادى حركت مىكند . هنوز به من نگفته است تا كجا است و به چه عنوان است . مردم مىگويند ، عهدهء اصفهان و يزد است و خلع ظل السلطان ؛ زيرا كه آشوب اصفهان و يزد را به ميل و امضاى خود او مىدانند . بر من هم هنوز چيزى معلوم